مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
61
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
ميثم گريست و گفت : آنان مطابق حديثى جعلى مىپندارند ، اين روزى است كه در آن خداوند توبهء آدم را پذيرفت ؛ و حال آنكه خداوند توبهء آدم را در ذى حجّه پذيرفت . آنان مىپندارند كه عاشورا روزى است كه خداوند توبه داود را پذيرفت ؛ و حال آنكه خداوند توبهء او را در ذى حجّه پذيرفت . مردم مىپندارند كه خداوند يونس را در اين روز از شكم ماهى بيرون آورد و حال آنكه خداوند او را در ذى قعده بيرون آورد . آنان مىپندارند عاشورا روزى است كه كشتى نوح بر روى كوه جودى نشست و حال آنكه كشتى در روز هجدهم ذى حجّه بر جودى نشست . آنان مىپندارند كه عاشورا روزى است كه خداوند دريا را براى بنى اسرائيل شكافت و حال آنكه اين كار در ماه ربيع الاول انجام شد . آنگاه ميثم گفت : اى جبله ، بدان كه حسين بن على در روز قيامت سالار شهيدان است و مرتبه اصحاب او از ديگر شهيدان برتر است . اى جبله هرگاه به خورشيد نگريستى و آن را چونان خون تازه ديدى بدان كه آقايت حسين كشته شده است ! جبله گويد : من روزى بيرون رفتم و پرتو آفتاب را بر ديوار همانند ملحفههايى زرد شده ديدم ! در اين هنگام فرياد برآوردم و گريستم و گفتم به خدا سوگند كه سرور ما حسين بن على ( ع ) كشته شده است . « 1 » 3 - نيز شيخ صدوق از ابن عباس نقل مىكند : هنگامى كه اميرمؤمنان ( ع ) به صفين مىرفت با وى همراه بودم ، چون به نينوا يعنى شطّ فرات رسيد ، با صداى بلند فرمود : اى ابن عباس ، آيا اينجا را مىشناسى ؟ گفتم : اى امير مؤمنان نمىشناسم . فرمود : اگر تو نيز مانند من آن را مىشناختى ، از آن نمىگذشتى ، مگر آنكه همانند من مىگريستى . ابن عباس مىگويد : حضرت بسيار گريست به طورى كه محاسنش تر شد و اشك بر روى سينهاش جارى گرديد . ما با هم گريستيم و او مىفرمود : آه ، آه ، مرا با آل ابى سفيان چه كار ! ؟ مرا با آل حرب ، حزب شيطان و اولياى كفر ، چه كار ؟ شكيبا باش اى ابا عبداللَّه ! پدرت نيز از آنان ديد همانند آنچه كه تو مىبينى ! پس آن حضرت آب خواست و وضو ساخت و نماز خواند و مانند سخن نخست خويش را تكرار كرد . پس از آن ، ساعتى به خواب رفت ، سپس بيدار شد و فرمود : اى ابن عباس !
--> ( 1 ) - امالى ، شيخ صدوق ، ص 110 - 111 ، مجلس 27 ، شماره 1 ؛ علل الشرايع ، ج 1 ، ص 227 - 228 .