مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
53
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
پس از تو پيامبرى نيست . پس فرزندت را به نام پسر هارون نامگذارى كن ! پيامبر ( ص ) گفت : اى جبرئيل نام پسر هارون چيست ؟ جبرئيل گفت : شُبّر . فرمود : شُبّر يعنى چه ؟ گفت : حسن . اسماء گويد : پس او را حسن ناميد . اسماء گويد : چون فاطمه ( س ) ، حسين ( ع ) را به دنيا آورد ، به كار او پرداختم . آنگاه رسول خدا ( ص ) آمد و فرمود : اى اسماء فرزندم را بياور ! من او را درون پارچهاى سفيد به حضرت دادم . ايشان همان كارى كه براى حسن كرد براى وى نيز انجام داد . سپس رسول خدا ( ص ) گريست و فرمود : براى تو داستانى خواهد بود : خداوندا قاتلش را لعنت كن . ( و سپس به من گفت : ) فاطمه را از اين موضوع آگاه مكن . گويد : چون كودك هفت روزه شد ، پيامبر ( ص ) آمد و فرمود : فرزندم را بياور . من او را نزدش بردم و حضرت همان كارى را كه براى حسن كرد ، براى وى نيز انجام داد و براى او نيز همانند حسن قوچى زيبا عقيقه كرد و يك رانش را به قابله داد . سركودك را تراشيد و به وزن مويش نقره صدقه داد و بر سرش خلوق « 1 » ماليد و فرمود : همانا خونريزى از كارهاى جاهليت است . سپس او را به دامن نهاد و فرمود : اى اباعبداللَّه بر من گران است ! سپس گريست . گفتم : پدر و مادرم فدايت . اين كار را هم روز اول و هم امروز انجام دادى ، اين چه كارى است ؟ فرمود : براى اين فرزندم مىگريم . او را گروهى از سركشان بنىاميه مىكشند . خداوند در روز قيامت آنان را مشمول شفاعت من نگرداند . او را مردى مىكشد كه در دين شكاف مىاندازد و به خداى بزرگ كفر مىورزد . سپس فرمود : پروردگارا من دربارهء اين دو فرزند از تو همان چيزى را مىخواهم كه ابراهيم دربارهء فرزندانش خواست خدايا آنان و كسانى را كه دوستشان مىدارند دوست بدار و كسانى را كه با آنها دشمنى مىورزند به اندازهء آسمان و زمين لعنت كن . « 2 » 5 - امام صادق ( ع ) فرمود : روزى حسين ( ع ) در بغل مادرش بود ، رسول خدا ( ص ) او را گرفت و فرمود خداوند كشندهات را لعنت كند . خداوند غارت كنندهء تو را لعنت كند . خداوند
--> ( 1 ) - نوعى مادهء خوشبو كه بيشتر آن از زعفران است . ( 2 ) - امالى ، شيخ طوسى ، ص 367 - 368 ، مجلس 13 ، حديث 781 / 32 .