مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

49

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

نيز همانند حسين ( ع ) به دنيا بازگردانى تا از آنچه با من كرده‌اند ، خود انتقام بگيرم . آنگاه خداوند به اسماعيل بن حزقيل نيز وعده داد و او همراه حسين ( ع ) باز مىگردد . « 1 » 6 - شيخ صدوق از كعب الاحبار نقل مىكند كه گفت : در كتاب ما آمده است كه مردى از فرزندان محمد ، رسول خدا ( ص ) ، كشته مىشود ؛ و هنوز عرق چارپايان اصحابش خشك نمىشود كه وارد بهشت مىشوند و دست در گردن حورالعين مىاندازند . آنگاه حسين ( ع ) بر ما گذشت ، و ما گفتيم : آيا آن فرزند همين است ؟ گفت : نه . آنگاه حسين ( ع ) بر ما گذشت ؛ و گفتيم آيا ايشان است ؟ گفت : آرى . « 2 » 7 - نيز شيخ صدوق از گروهى نقل مىكند كه گفتند : ما در سرزمين روم به جنگ رفتيم به يكى از كنيسه‌ها وارد شديم و ديديم كه در آنجا نوشته است : أيرجوا معشراً قتلُوا حسيناً * شفاعة جده يوم الحساب آيا گروهى كه حسين را كشتند در روز قيامت از جدش اميد شفاعت دارند . پرسيديم : چند سال است كه اين شعر در كنيسه شما است ؟ گفتند : سيصد سال پيش از برانگيخته شدن پيامبر شما ! « 3 » ابن نما گويد : عبدالرحمن بن مسلم از پدرش نقل مىكند كه گفت : ما در سرزمين روم به جنگ رفتيم . در آنجا وارد يكى از كنيسه‌هاى آنان در قسطنطنيه شديم . در آنجا چيز مكتوبى ديديم . از گروهى از شاميان كه خواندن زبان رومى را مىدانستند پرسيدم ؛ معلوم شد كه اين بيت ( بيت ياد شده ) نوشته شده است . ابو عمرو زاهد در كتاب الياقوت گويد : عبداللَّه بن صفار ، دوست ابو حمزهء صونى گويد : در يكى از جنگها چند تن را به اسارت درآورديم . در ميان آنان يكى از بزرگان و خردمندان مسيحى نيز حضور داشت . ما او را گرامى داشتيم و به او نيكى كرديم . او به ما گفت : پدرم به نقل از

--> ( 1 ) - كامل الزيارات ، ص 63 - 64 ، باب 19 ، ح 3 . ( 2 ) - امالى ، شيخ صدوق ، ص 121 ، مجلس 29 ، ح 3 . ( 3 ) - همان ، ص 113 ، مجلس 27 ، ح 6 .