مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

50

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

پدرانش خبر داد كه آنان سيصد سال پيش از بعثت پيامبر عرب وارد سرزمين روم شدند ؛ و در آنجا به سنگى برخوردند كه به زبان « مسند » اين بيت شعر روى آن نوشته شده بود : أترجوا عصبة قتلت حسيناً * شفاعة جدّه يوم الحساب آيا مردمى كه حسين را كشته‌اند در روز قيامت از جدش اميد شفاعت دارند ؟ و مسند زبان فرزندان شيث است . « 1 » رسول گرامى ( ص ) و مصيبت حسين ( ع ) رسول خدا ( ص ) از آن هنگامى كه فرشتگان بشارت ولادت حسين ( ع ) را به وى دادند تا پايان زندگى خويش هرگاه نام حسين ( ع ) به ميان مىآمد ، مىگريست و آنهايى را كه پيرامونش بودند مىگرياند . در اين باره روايتهاى بسيار و گوناگونى نقل شده است كه براى تبرك چند نمونه از آنها را نقل مىكنيم : 1 - ابن قولويه از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : « جبرئيل خدمت رسول خدا ( ص ) رسيد و گفت : السلام عليك يا محمد ، آيا تو را به فرزندى مژده دهم كه پس از تو ، امتت او را مىكشند ؟ فرمود : مرا به او نيازى نيست . جبرئيل به آسمان رفت بار ديگر بازگشت و همان سخن را تكرار كرد . حضرت فرمود : مرا به او نيازى نيست .

--> ( 1 ) - مثير الاحزان ، ص 96 - 97 ، نيز ابن نما گويد : نطنزى به نقل از گروهى از سليمان بن اعمش گويد : در موسم حج سرگرم طواف بودم . مردى را ديدم كه مىگفت : خدايا بر من ببخشاى هر چند مىدانم كه مرا نمىبخشى ! چون سبب را از او پرسيدم گفت : من يكى از چهل تن كسانى بودم كه در راه شام سر حسين را نزد يزيد مىبرديم . در نخستين منزلگاهى كه از كربلا گذشتيم وارد دير يكى از نصارا شديم ، در حالى كه سر بر نيزه نهاده بود ! سفره گشوديم و سرگرم خوردن بوديم كه ديديم دستى با قلم آهنين و با مركب خون بر ديوار دير مىنويسد : آيا امتى كه حسين را كشت ، در روز قيامت از جدش اميد شفاعت دارند ؟ ما به شدت ترسيديم و يكى از ما رفت كه دست را بگيرد ولى پنهان شد ؛ آنگاه يارانم بازگشتند .