مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

48

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

سوى قومش فرستاد و آنان پوست سر و صورتش را كندند . آنگاه فرشته‌اى آمد و گفت : خداوند مرا سوى تو فرستاد ، آنچه مىخواهى به من فرمان بده . گفت : من حسين را الگوى خويش ساخته‌ام . « 1 » شيخ صدوق نيز با اندكى تفاوت و به سندى ديگر از امام صادق ( ع ) همين روايت را نقل كرده است . « 2 » ابن قولويه به نقل از بريربن معاويه عجلى گويد : به ابىعبداللَّه ( ع ) گفتم : اى فرزند رسول خدا ( ص ) ، مرا از اسماعيلى خبر ده كه خداوند در كتابش از او چنين ياد مىكند : « و ياد كن در كتاب اسماعيل را ، همانا كه او راست پيمان و رسول و پيامبر بود » ، آيا او همان اسماعيل پسر ابراهيم ( ع ) است ؟ چراكه مردم مىپندارند كه او اسماعيل بن ابراهيم است ! حضرت فرمود : اسماعيل پيش از ابراهيم مرد و حجت خدا در ميان مردم و صاحب شريعت ابراهيم بود ، در اين صورت اسماعيل نزد چه كسى فرستاده شد ؟ گفتم : فدايت گردم ، او كه بود ؟ فرمود : او اسماعيل بن حزقيل پيامبر است كه خداوند او را به سوى قومش فرستاد ؛ و آنان وى را تكذيب كردند و پوست صورتش را كندند . پس خداوند بر آنان خشم گرفت ، و سطاطائيل ، فرشته عذاب ، را نزد او فرستاد . فرشته گفت : اى اسماعيل ، من سطاطائيل فرشته عذابم ، خداوند با عزت مرا نزد تو فرستاد كه اگر بخواهى قوم تو را به انواع عذاب‌ها گرفتار سازم . اسماعيل گفت : مرا به اين كار نيازى نيست ! آنگاه خداوند بر او وحى كرد : اى اسماعيل چه حاجت دارى ؟ گفت : پروردگارا تو براى خويش به ربوبيت پيمان گرفته‌اى و براى محمد به نبوت و براى اوصياى او به ولايت ، و به بهترين آفريدگان خبر دادى كه امتش با حسين بن على ( ع ) پس از پيامبرشان چه مىكنند ؛ و به حسين وعده دادى كه او را به دنيا بازگردانى تا از آنچه با او كردند ، خود انتقام گيرد ، حاجت من نيز اين است كه مرا

--> ( 1 ) - علل الشرايع ، ص 77 ، باب 67 ، ح 2 ، كامل الزيارات ، ص 62 - 63 ، باب 19 ، ح 1 . ( 2 ) - همان ، ص 78 ، باب 67 ، ح 3 ؛ همان ، ص 63 باب 19 ، ح 2 .