مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

70

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

به فرمانبردارى تشويق كرد . او مدّعى شد كه يزيد به او فرمان داده است تا به ستمديدگان انصاف دهد ، به محرومان عطا بخشد و به كسانى كه گوش شنوا دارند و فرمانبردارند نيكى كند ! ابن زياد گفت : « امّا بعد ، اميرالمؤمنين - خدا كارش را راست گرداند - مرا به شهر و ديار شما گماشت و فرمان داد تا با ستمديدگان انصاف دهم ، به محرومان ببخشم و به آنهايى كه گوش شنوا دارند و فرمانبردارى مىكنند نيكى كنم ! و بر فريبكاران و نافرمان‌ها سخت بگيرم . من در ميان شما پيرو فرمان اويم و پيمان او را در ميان شما اجرا مىكنم . من نسبت به نيكان و فرمانبرداران شما مانند پدرى مهربانم ! و تازيانه و شمشيرم بر روى كسان نافرمان و پيمان شكن كشيده است . هركس از شما بايد تنها به حفظ جان خويش بينديشد . « 1 » آنگاه سخنرانىاش را با يك تصميم سركوبگرانه و ترسناك ادامه داد . « او بر مهتران و عامهء مردم بسيار سخت گرفت و گفت : نام غريبه‌ها و كسانى را كه اميرالمؤمنين در پى آنها است و نام خوارج و اشخاص دو دل را كه كارشان اختلاف و تفرقه است برايم بنويسيد . هر كس نام آنها را بنويسد ، آزاد است و هركس هيچ ننويسد ، متعهّد است كه در حوزهء رياست او كسى با من مخالفت نورزد و هيچ سركشى نسبت به ما سركشى نكند . هر كس چنين نكند ذمّه از او برداشته است و مال او و ريختن خون او بر ما حلال است . هر مهترى كه در حوزهء رياستش كسى پيدا شود كه اميرالمؤمنين در پى او است ، و او به ما گزارش نداده باشد ، بر در خانه‌اش دار زده مىشود و آن مهتر از عطا محروم مىگردد و به جايى در عمان الزاره « 2 » فرستاده مىشود . » « 3 » اين تصميم ستمگرانه بر روند حوادث كوفه بزرگ‌ترين تأثير را گذاشت . زيرا مهتران در آن هنگام واسطهء ميان مردم و حكومت بودند و مسؤوليت امور قبايل با آنها بود .

--> ( 1 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 281 ؛ الارشاد ، ص 188 . ( 2 ) - جايى است مشهور بر ساحل خليج نزديك عمان و بسيار گرم . در آن هنگام مخالفان به آنجا تبعيد مىشدند . ( 3 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 281 ؛ الارشاد ، ص 188 ؛ تذكرة الخواص ، ص 200 .