مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
66
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
نرمش و تسامحآميزى كه نعمان بن بشير در پيش گرفته است ، موجب خواهد شد كه به زودى كوفه به دست مسلم بن عقيل بيفتد . از اين رو تصميم گرفتند كه براى رهايى از اين تنگنا ، نعمان بن بشير را عزل و والى جديد و بىرحمى را به جاى او بگمارند . با اين ديدگاه بود كه گزارشهاى سرّى خويش را تهيه كرده و در شام به يزيد انتقال مىدادند . عبيداللّه بن زياد والى جديد كوفه به دنبال ارسال گزارشهاى پى در پى امويان و مزدوران و جاسوسانشان از كوفه براى يزيد ، وى مشاور خويش ، سرجون بن منصور مسيحى را كه پيش از آن سمت مشاور پدرش را داشت فراخواند . وى از رجال سرشناس منافقان اهل كتاب بود كه در سايهء حمايت ديگر اشخاص جريان نفاق كه از نزديكان و مشاوران و نديمان حكمرانان بودند فعّاليّت مىكرد . آنگاه نظر او را دربارهء جانشين نعمان بشير براى والىگرى كوفه پرسيد و او به كار گماردن عبيداللّه بن زياد « 1 » را پيشنهاد كرد و اظهار داشت كه اين نظر ، نظر معاويه نيز هست . سپس نامهاى را كه معاويه پيش از مرگ در اين باره نوشته بود بيرون آورد . « 2 » يزيد نيز نظر او را پذيرفت و ولايت شهرهاى كوفه و بصره را به عبيداللّه زياد داد . يزيد ، مسلم بن عَمرو باهلى « 3 » را فراخواند و فرمان جديد خويش ، يعنى سپردن ولايت كوفه و بصره را براى عبيداللّه ارسال داشت و در نامهاى خطاب به او نوشت : اما بعد ، طرفدارانم از اهل كوفه به من گزارش دادهاند كه ابن عقيل در كوفه ، سرگرم جمعآورى نيرو براى ايجاد تفرقه ميان مسلمانان است . همين كه نامهام را خواندى حركت كن و نزد مردم كوفه برو و ابن عقيل را مانند مهره بجوى و دستگير كن ، آنگاه او را به زنجير كن يا بكش يا تبعيد كن . والسلام . » « 4 »
--> ( 1 ) - زندگينامهء مفصل عبيداللّه زياد - لعنة اللّه - در جزوه دوم اين پژوهش گذشت . ( 2 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 280 . ( 3 ) - زندگينامهء مختصر مسلم بن عمرو باهلى در جلد دوم گذشت . ( 4 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 280 .