مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
26
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
پايگاه مشاوره و تبادل افكار بر ضد حكومت اموى درآمد و تحمّل شكنجه و قتل و ستم فراوان از دست امويان ، آنان را از اين كار باز نداشت . « 1 » شيعيان عراق - پس از شهادت امام حسن ( ع ) - از راه مكاتبه و ديدار ، با امام حسين ( ع ) در ارتباط بودند . ما در اين جا براى تأييد اين مطلب به نقل دو روايت بسنده مىكنيم : الف ) شيخ مفيد به نقل از كلبى و مدائنى و ديگر سيره نويسان مىگويد : چون حسن ( ع ) به شهادت رسيد ، شيعيان در عراق به جنبش درآمدند و دربارهء خلع معاويه و بيعت با امام حسين ( ع ) مكاتبه كردند ، ولى آن حضرت نپذيرفت و يادآور شد كه ميان او و معاويه عهد پيمانى است كه تا سپرى شدن مدت ، شكستن آن روا نيست . هرگاه معاويه مرد ، در اين باره خواهد انديشيد . « 2 » ب ) بلاذرى از عتبى نقل مىكند كه وليد بن عقبه ، عراقيان را از امام حسين ( ع ) مانع گشت ( يعنى از ديدارشان با آن حضرت جلوگيرى كرد ، و اين به آن معنا است كه كوفيان به طور پنهانى و به گونهاى كه توجه حكومت را جلب نكند ، به مدينهء منوّره مىآمدند ) ؛ از اين رو امام ( ع ) فرمود : « اى كسى كه بر خود ستم مىكنى و نسبت به پروردگارت عصيان مىورزى ، چرا ميان من و آنهايى كه حقى را كه تو و عمويت نشناختيد ، شناختهاند ، مانع مىگردى ؟ ! » « 3 » ( 2 ) 2 - عراق ، قتلگاه برگزيده ! هنگامى كه امام ( ع ) آهنگ خروج از مدينه كرد ، امّ سلمه نزد وى آمد و گفت : « فرزندم ، مرا با رفتن خود به عراق اندوهگين مساز ، زيرا از جدّت رسول خدا ( ص ) شنيدم كه مىفرمايد : فرزندم ، حسين ( ع ) در سرزمين عراق ، در جايى موسوم به كربلا كشته مىشود ! » حضرت در پاسخ وى گفت : « مادرم ، به خدا سوگند ، من نيز اين را مىدانم و ناگزير كشته خواهم شد و از آن چارهاى ندارم . به خدا سوگند من روز كشته شدنم را مىدانم و مىدانم
--> ( 1 ) - حياةالامام الحسين بن على ( ع ) ، ج 3 ، ص 14 . ( 2 ) - الارشاد ، ص 182 . ( 3 ) - انساب الأشراف ، ج 3 ، ص 156 - 157 ، حديث 15 .