مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

13

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

مقدمه دربارهء مسير كاروان حسينى از مكّهء مكرّمه تا كربلاى معلّا نكات مهمى قابل ملاحظه است . اين نكات ، از نوع آن علايمى كه در دو سوى راه قرار مىگيرند و راه ، درستى حركت و يا ميزان دورى و نزديكى راه را به كاروانيان مىشناسانند نيست ، بلكه از نوعى ديگر است ؛ نوعى كه در افق « معانى بلند » به پرواز در مىآيند تا دربارهء « هويت رهرو » بحث كنند ، نه از هويت راه . و راه كاروان حسينى تا كربلا پر است از اين نكات . . . از آن جمله : خروج كاروان حسينى در روز ترويه ( هشتم ذى حجّه ) ؛ سخن امام ( ع ) به فرزدق : « اگر شتاب نمىكردم ، مرا مىگرفتند » ؛ سخن ايشان به ابى هرّهء ازدى : « در پى خونم برآمدند و من گريختم ! » ؛ و تأييد گفتار فرزدق و بشر بن غالب اسدى كه گفتند : « در حالى كوفه را پشت سر گذاشته‌اند كه دل‌هاى مردم با امام و شمشيرهاشان بر ضد ايشان است » ؛ و سخن ايشان به عمروبن لوذان : « اى بندهء خدا ، آنچه به نظر تو آمده بر من پوشيده نيست ؛ ليكن خداوند مغلوب فرمان خويش نگردد ! » ؛ استدلال پيوسته به نامه‌هاى كوفيان ، حتى پس از آگاهى بر شهادت مسلم بن عقيل ؛ و پافشارى بر رفتن به كوفه ، حتى پس از جلوگيرى حرّبن يزيد رياحى از ورود آزادانهء ايشان به آن شهر ؛ سخن آن حضرت پس از پافشارى خاندان عقيل بر گرفتن انتقام خون مسلم : « پس از اينان در زندگى خيرى نيست » ؛ خواندن بيانيه در منزلگاه زباله ، مبنى بر اعلام خبر قتل مسلم ، هانى و عبداللّه يقطر و دادن اجازهء بازگشت بىقيد و شرط به همراهان .