مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

86

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

و در نقل ديگرى آمده است : « چنانچه ارادهء قطعى براى جنگ دارى در أجأ فرود آى كه كوهى است بلند و به خدا سوگند كه هرگز تا كنون خوار نشده‌ايم و همهء قبيله‌ام تو را يارى مىدهند و تا در ميانشان باشى از تو دفاع مىكنند » . « 1 » بنابر اين در اين مورد واقعيت امر آن گونه كه شيخ شوشترى مىگويد ، كه امام هنگام رفتن از مكه پناهگاهى جز كوفه نداشت ، نيست . علاوه بر آنچه علامه مجلسى و شيخ شوشترى گفته‌اند ، شايد درست‌تر اين باشد كه بگوييم : قصد امام رهيدن از قتل در مدينه و به ويژه در مكه بود ، زيرا با كشته شدن او انقلاب در نطفه خفه مىشد و حرمت خانه خدا مىشكست . چنان‌كه خود حضرت مىفرمايد : « اى برادر ترسيدم كه يزيد بن معاويه مرا غافلگيرانه در حرم بكشد ؛ و من كسى باشم كه حرمت اين خانه به وسيله او مباح گردد » . « 2 » زيرا در اين صورت ، امويان در همهء اين موارد نسبت به آنچه بر سر امام مىآمد خواه در مدينه يا در مكه و يا در راه ، خود را بىگناه قلمداد مىكردند ؛ و به اين وسيله قالب و ظاهر دينى حكومتشان را حفظ مىكردند . يا آنكه مصيبت بزرگترى درست مىشد و خود امويان در مقام خونخواهى امام برمىآمدند و كسى را كه خود به او فرمان كشتن حضرت را داده بودند ، مىكشتند . يا بى گناهى را متهم مىكردند و به قتل مىرساندند ؛ و با اين ادعا كه صاحب خون امام هستند و قصد گرفتن انتقام وى را دارند ، مردم را مىفريفتند . در نتيجه مردم فريبشان را بيشتر مىخوردند و دوستىشان نسبت به آنها زيادتر مىگشت و تظاهر به ديندارى آنان و التزامشان به احكام اسلامى را تأييد مىكردند . كه در اين صورت مصيبت وارده بر اسلام و امت اسلامى دردناك‌تر و تلخ‌تر مىگشت . از آنجا كه امام مىدانست كه چنانچه بيعت نكند كشته مىشوند ، كوشيد تا در زمان و مكان و با كيفيتى كه خود بر مىگزيند و طرحش را مىريزد ، امّا دشمن اجرا مىكند ، كشته شود . آن حضرت با منطق شهيد فاتح مىكوشد تا شهادتش در سرزمينى كه خود انتخاب مىكند تحقّق يابد ، تا دشمن نتواند

--> ( 1 ) - مثير الاحزان ، ص 39 - 40 . ( 2 ) - اللهوف ، ص 27 .