مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

87

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

قتلگاه ايشان را پنهان كند و در نتيجه اهداف مورد نظر و نهفته در پس اين قتل كه عمق جان امّت را تكان مىدهد و در راستايى كه خود حسين عليه السلام خواسته است به حركت درآورد ، در نطفه خفه شود . نيز آن حضرت كوشيد تا آن رويدادهاى فاجعه‌آميز در روز روشن و نه در تاريكى شب جريان يابد ، تا گواهان بيشترى بر آن شاهد باشند و دشمن نتواند بر اين وقايع دردناك پرده بيندازد و سرپوش بنهد . اين همان هدف نهفته در پس عامل تبليغاتى است كه امام عليه السلام عصر تاسوعا از دشمن مىخواهد كه تا بامداد عاشورا به وى مهلت دهند . « 1 » دقت كنيد ! گفتار سيد مرتضى سيد شريف مرتضى - اعلى الله مقامه - دربارهء راز پافشارى امام عليه السلام بر رفتن به كوفه ، نظرى شگفت‌انگيز دارد ؛ او مىگويد : « اگر گفته شود : دليل خروج امام عليه السلام با خاندان و عيالش از مكه به سوى كوفه ، در حالى كه دشمنان وى بر آن شهر مسلط بودند و آزادانه از سوى يزيد فرمان مىراندند و امر و نهى مىكردند . چه بود ؟ او كه رفتار كوفيان را با پدرش ديده بود و مىدانست كه اينان نامردمانى خيانت‌پيشه‌اند ، چگونه بازهم با نظر همه نصيحتگرانى كه مخالف بيرون رفتن وى بودند مخالفت ورزيد ؟ ابن‌عباس كه به كشتن او يقين داشت اشاره كرد كه از رفتن چشم بپوشد ؛ و پسر عمر هنگام خداحافظى با وى گفت : به خداى مىسپارمت اى كشته شونده » ! و ديگر موارد . . . پاسخ اين است كه مىگويم : مىدانيم كه هرگاه امام ظن قوى ببرد كه با انجام كارى به حق خويش مىرسد و وظيفه‌اى را كه عهده‌دار است به جا مىآورد ، انجام آن فعل بر او واجب مىشود ، گرچه در آن كار نوعى مشقت قابل تحمل هم وجود داشته باشد . سرور ما اباعبدالله نيز هنگامى به كوفه رفت كه از سوى مردم مطمئن شد و از آنان عهد و پيمان گرفت . آنان به طور دلخواه و نه از سر اجبار ؛ و آغازگرانه و نه اجابت‌كننده با او مكاتبه كردند . مكاتبه به وسيله بزرگان ، اشراف و قاريان در دوران معاويه و پس از برقرارى صلح

--> ( 1 ) - ر . ك . جلد اول اين كتاب ، گفتار در پيشگاه شهيد پيروز .