مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

107

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

امام حسين عليه السلام موفق شد پس از بىاثر كردن نقشهء امويان براى بيعت گرفتن يا قتل وى در مدينه منوره ، خويش را به مكه مكرمه برساند . آن نقشه پرورده ذهن يزيد بود و مروان بن حكم مأموريت و آرزوى اجرايش را داشت ، ولى وليد بن عقبه ، كارگزار وقت مدينه ، از بيم گرفتار شدن در دام پيامدهاى ناگوارش در اجراى آن ترديد داشت . به اين ترتيب ، امام عليه السلام با ورود به مكه مكرمه ، مرحله نخست محاصره همه جانبه‌اى را كه حكومت اموى برايش تدارك ديده بود درهم شكست . حكومت اموى پس از آگاهى نسبت به ورود امام عليه السلام به مكه مكرمه ، آن هم در هنگامى كه دسته‌هاى گوناگون عمره‌گزار و حاجى از جاى جاى جهان اسلام آن روزگار به آن شهر مىآمدند ، به شدت وحشتزده شد و نگرانى و آشفتگى چنان وجودش را فرا گرفت كه تاب تحملش را نداشت . در نتيجه ، همهء سردمداران حكومت درصدد برآمدند تا تدابير لازم را براى محدودسازى مجدد فعاليت‌هاى امام عليه السلام بينديشند ؛ و از به هم ريختن امور ولايت‌هاى مهم ، به ويژه كوفه ، جلوگيرى كنند . يزيد به محض دريافت گزارش‌هاى جاسوسانش در كوفه ، دربارهء موضع‌گيرى ضعيف والى شهر ، نعمان بن بشير ، در رويارويى با تحولات ناشى از حضور مسلم بن عقيل ، با مشاور كاخ اموى ؛ سرجون مسيحى ، به مشورت پرداخت تا رهنمودهاى او را پيش از فوت وقت براى حل مشكلات به كار بندد .