مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
89
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
را راه دستيابى به برترى مادى قرار داد و اشرافيت قريش كه با به قدرت رسيدن ابوبكر موقعيّت خود را تقويت كرده بود - توجيه جديدى براى برترى جويى و در دست گرفتن سرنوشت مردم بخشيد . تمام معيارهاى قريش را از ديگران در دريافت عطا برتر مىشمرد و مفهوم اين قاعده اين بود كه قريش از همه برتر است ، چون « قريش » است و براى زورگويى و برترىطلبى به توجيه ديگرى نياز نيست . اين اصل زمينه جديدى را براى برخوردهاى قبيلهاى ميان ربيعه و مُضر و ميان اوس و خزرج پديد آورد ؛ چرا كه متضمن برترى همه مُضَر بر همه ربيعه و برترى اوس بر خزرج بود . بهپندار ما با اين اصل نخستين پايهء نژادپرستى ميان مسلمانان عرب و ديگر مسلمانان بود كه با خط مشى عمر مبنى بر برترى دادن عرب بر عجم و آزاد بر بنده ، بنياد نهاده شد . « 1 » طولى نكشيد كه عمر ، خود وسعت آثار زيانبارى را كه اين اصل در زندگى امّت اسلامى پديد آورد ديد ؛ و مشاهده كرد كه روح حزبگرايى و تفرقه به جامعه سرايت كرد و احساس ممتاز و بىمانند بودن نزد قريش رو به فزونى نهاد و كينه و حسد و نارضايى و پىجويى بدىهاى يكديگر در ميان قبايل گسترش يافت ؛ و اين از عوامل مهمى بود كه زمينهء فتنه را در ميان مسلمانان فراهم آورد . شايان ذكر است كه مبناى عمر در عطا ، انحراف روشن از سيرهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و روش ابوبكر در اين زمينه بود . بنابر اين سزاوار بود كه امّت اسلامى رودرروى او بايستد و بر اساس خيرخواهى و امر به معروف و نهى از منكر او را را از اين كار باز دارد ؛ و در صورت خوددارى و سرپيچى او را با شمشير راست كند . اما تاريخ هيچ اعتراضى را از امّت در برابر اين عمل عمر گزارش نمىدهد و اين يكى از عوامل فراگير شدن ضعف معنوى و روحىاى بود كه امّت اسلامى در نتيجهء اجتماع سقيفه بدان دچار گشت . 2 - 2 - شورا گرچه موضوع بحث دربارهء نتايج اين نقطه عطف اساسى و پيامدهاى بزرگ آن در زندگى اين امّت براى ما حايز اهميت است ، اما پيش از آن بناچار بايد تأكيد كرد كه اين شوراى ادعايى از شورا چيزى جز نامى نداشت ؛ ماهيت آن چنين بود كه طرح آن را عمر
--> ( 1 ) - ثورة الحسين عليه السلام ، ظروفها الاجتماعيه وآثارها الانسانيه ، ص 29 .