مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
90
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
چنان با دقت ريخته بود كه پيروزى عثمان در آن امرى اجتنابناپذير بود . بنابر اين عنوانش شورا ولى حقيقتش تعيين و انتصاب بود . اين خود دليل است بر اين كه عمر به گونهاى تزلزلناپذير اصرار داشت كه به هر صورت ممكن ، حتى پس از مرگش ، بنىهاشم را از خلافت محروم سازد و اين نهايت باز داشتن و منع است . همچنين خليفه دوم با تعيين عثمان به عنوان خليفهء پس از خود ، گذشته از آن كه مقدمات حكومت اموى را پيش از آن فراهم ساخته بود ، در عمل نيز آن را پياده كرد . خليفه دوم گفت : « ابوطلحه انصارى را بگوييد نزد من بيايد . چون او را فراخواندند گفت : ببين اى ابوطلحه ، چون از اين كلبهام بازگشتيد ، همراه پنجاه تن از انصار مسلح به شمشير برو و اين چند نفر را وادار كن تا با شتاب هر چه تمام اين كارى را كه گفتم به اجرا درآورند . آنان را در خانهاى جمع كن و يارانت را بر در خانه بگمار تا آنان به مشورت بپردازند و يك تن را از ميان خود برگزينند . اگر پنج تن از آنها متفق و يك تن مخالف بود گردنش را بزن ؛ اگر چهار تن موافق و دو تن مخالف بودند گردن آن دو را بزن و اگر سه تن موافق و سه تن مخالف بودند ، ببين كه عبدالرحمن در ميان كدام گروه است و تصميم آنان را مد نظر قرار ده و اگر سه تن ديگر مخالفت ورزيدند گردنشان را بزن » . « 1 » عمر نسبت به گرايشهاى شش نفرى كه براى اين شورا برگزيده بود به خوبى آگاه بود . او به يقين مىدانست كه عثمان و سعد و عبدالرحمن در مخالفت با على عليه السلام گرايشى واحد دارند ؛ و مىدانست كه طلحه به على تمايلى ندارد و به احتمال بسيار قوى به عثمان رأى خواهد داد . براى اجتناب از غافلگير شدن با تحقق احتمال ضعيفتر يعنى تمايل طلحه به على و زبير ، جايى كه دو كفه سه به سه برابر مىشود ، عمر مداخله خواهد كرد تا با ترجيح دادن كفهاى كه عبدالرحمن بن عوف در آن است نزاع را به نفع عثمان پايان دهد . اين چگونه شورايى است ؟ ! اين [ نيرنگ ] گذشته از شمشيرهايى بود كه ابوطلحه انصارى و پنجاه تن يار او كشيده بودند تا به فرمان عمر از رأى آزاد پشتيبانى كنند ! اميرالمؤمنين عليه السلام اين فريب را كه نتيجه آن از پيش روشن بود دريافت و به عمويش عباس چنين گفت : از دست ما رفت ! گفت : از كجا مىدانى ؟ فرمود : عثمان را همتاى من
--> ( 1 ) - شرح نهجالبلاغه ، ج 1 ، ص 62 - 63 .