مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
88
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
بايد مقدمهساز حكومت اموى و بلكه مؤسس آن دانست . او حصارى را كه بر گرد سنّت نبوى كشيده شده بود محكمتر كرد ؛ و تا زنده بود راويان حديث نبوى را وادار به سكونت اجبارى در مدينه گردانيد ؛ و سپاهيانش را از نقل احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم باز داشت . اين در هنگامى بود كه منافقان يهود و نصارا مانند كعب الاحبار و تميم دارى را به خود نزديك گردانيده و به آنان آزادى كامل داده بود تا براى مردم قصه بگويند و هر چه مىخواهند از اباطيل كتابها و ساختههاى خود را كه با عقايد اسلام ناب محمدى مخالف بود ميان مردم بپراكنند . در اين جا به دو كار مهم از كارهاى او كه به دليل مترتب بودن آثارى مهم و فراوان بر آنها ، دو نقطه عطف اصلى در تاريخ امّت اسلامى به شمار مىآيند اشاره مىكنيم : 1 - 2 - مبناى عمر در عطا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به همهء مسلمانان به طور مساوى عطا مىبخشيد و هيچ كس را بر ديگرى برترى نمىداد . ابوبكر نيز در دوران حكومتش بر پايه اصل برابرى رفتار مىكرد . اما عمر پس از رسيدن به خلافت برخى از مردم را بر برخى ديگر برترى داد : سابقين [ در اسلام ] را بر ديگران برترى داد ، مهاجرانى را كه از قريش بودند بر ديگران برترى بخشيد ، همه مهاجران را بر همهء انصار برترى داد ؛ عرب را بر عجم و آزاد را بر بنده برترى داد . « 1 » براى اهل يمن چهارصد و براى مُضَر سيصد و براى ربيعه دويست درهم مقررى تعيين كرد ؛ و اوس را بر خزرج برترى داد . « 2 » همانطور كه منطق سقيفه بر پايهء استهزاى ديگران و تفاخر قبيلهاى استوار بود ، اين كار عمر نيز روح تعصب قبيلهاى را ، كه اسلام آن را خاموش كرده بود ، زنده كرد . مبناى عمر در مقدار عطا ، بندها را از پاى روح تعصب قبيلهاى گشود و بدترين تأثير را در زندگى اسلامى به بار آورد : « زيرا تشكيل طبقات را در جامعه اسلامى پى ريخت و برترى دينى
--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ج 8 ، ص 306 . ( 2 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 106 .