مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
75
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
بيعت كنيد . » « 1 » اين دو كسانى بودند كه خبر تشكيل سقيفه را به سرعت نزد ابوبكر و عمر بردند تا در وقت مقرر با همراهانشان در آن شركت جويند ؛ « و معن بن عدى آن دو را با سرعت و زير فشار هر چه تمام به سقيفه برد تا پيش از فوت وقت ، دست به كار شوند . » « 2 » با كمك اين گروه از انصار بود كه رهبران حزب سلطه توانستند نقشههاى خود را به خوبى اجرا كنند و ديگران را نيز به دام بيندازند . « 3 » « هنگام وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، ابوبكر در سُنح بود امّا عمر حضور داشت » « 4 » ؛ و خبر درگذشت آن حضرت نيز از خانهاش صادر شده بنابر اين اگر اين احتمال وجود داشته باشد كه چنين خبرى ، دروغ يا راست ، از خانه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم منتشر شود ، براى عمر نيز اين امكان وجود داشت كه نسبت به رحلت آن حضرت يقين حاصل كند . مثل همان كارى كه ابوبكر كرد و پس از بازگشت از سُنح چهره رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را باز و به رحلت وى يقين كرد . ولى عمر چنين نكرد و به جاى آنكه مثل هر عاقل ديگرى ، شك خود را به يقين تبديل كند ، منتظر ماند تا ابوبكر باز گردد و در اين فاصله با شور و حرارت تمام مردم را از هرگونه تفكر يا تحرك بيم مىداد و فرياد مىزد و مىگفت : مردانى از منافقان گمان مىبرند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم وفات يافته است ، نه ، چنين نيست او نمرده است ، بلكه نزد پروردگار خويش رفته است . همانطور كه موسى بن عمران نزد پروردگار رفت و چهل روز از مردم پنهان شد و پس از آنكه مردم گفتند كه او مرده است ، بازگشت ! به خدا سوگند ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيز بازخواهد گشت و دست و پاى كسانى را كه فكر مىكنند او مرده است خواهد بريد ! . « 5 » چون ابوبكر آمد و با خواندن آيهء شريفه « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ
--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 8 . ( 2 ) - همان ، به نقل از واقدى و مدائنى . ( 3 ) - با توجّه به اين حقيقت ، شايسته است تا اين احتمال را نيز فراموش نكنيم كه اجتماع انصار در سقيفه بنىساعده بر اساس يك توطئه و برنامهء از پيش تعيين شده ميان حزب سلطه و برخى از سران انصار و با هدف محروم ساختن اهل بيت عليهم السلام از خلافت تشكيل شد . ( 4 ) - تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 442 . ( 5 ) - همان .