مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
76
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ . . . » « 1 » عمر را ساكت كرد ، وى از ادامهء اجراى اين نقش دست كشيد و به اجراى نقش ديگرى پرداخت و گفت : « اى مردم با ابوبكر بيعت كنيد كه پير مسلمانان است . » « 2 » وى با اين سخن رمز آغاز عمليات كودتا عليه شريعت الهى را ، پيش از تشكيل سقيفه ، اعلام كرد . در اين هنگام بود كه انصار به وقوع كودتا يقين حاصل كردند و با شتاب ، براى مقابله با وضعيت پيش آمده درصدد گردآورى نيروهاى خود برآمدند . آنان سعد بن عباده بيمار را به سقيفه بردند ؛ و همگى در آن جا تجمع كردند . 3 - رهبرى حزب سلطه پيش از آن با شمار زيادى از مزدوران عرب قرار گذاشته بود كه در هنگام تشكيل سقيفه ، در وقت معين ، حاضر شوند تا به وسيله آنان شمار طرفداران حزب سلطه در سقيفه براى غصب خلافت افزايش يابد و فرياد انصار در برابر آنها به جايى نرسد . منابع در اين باره مىگويند : « قبيله اسلم با چنان جماعتى به مدينه آمد كه راهها برايشان تنگ بود . » « 3 » نيز گفتهاند : پس از آن كه افراد قبيلهء اسلم آمدند و با ابوبكر بيعت كردند ، وى به وسيلهء آنها نيرو گرفت ؛ و پس از آن ديگر مردم نيز بيعت كردند . « 4 » گفتار عمر پس از حضور اين قبيله ، گواه گردآمدن اينان به وسيلهء حزب سلطه است . او مىگفت : « جز اين نبود كه پس از ديدن قبيله اسلم به پيروزى يقين كردم . » « 5 » اين حضور ، يكى از بزرگترين اسباب شكست انصار و پيروزى حزب سلطه در سقيفه بنى ساعده بود . تا آنجا كه جبهه انصار چنان تضعيف شد كه حتى هنگامى كه در پايان كار فرياد برآوردند « ما جز با على بيعت نمىكنيم » ، به حالشان سودمند نيفتاد . « 6 » 4 - بزرگترين اهتمام حزب سلطه در برنامه غصب خلافت اين بود كه نزاع و مناقشه
--> ( 1 ) - محمد جز فرستادهاى كه پيش از او [ هم ] پيامبرانى [ آمده و ] گذشتند نيست . آيا اگر او بميرد يا كشته شود از عقيدهخود برمىگرديد ؟ [ آل عمران ( 3 ) ، آيه 144 ] عمر با شنيدن اين آيه از ابوبكر پرسيد : « آيا اين در كتاب خداست ؟ » ، گرچه عاقلانه نيست كه بگوييم عمر اين آيه و سبب نزولش را فراموش كرده بود ، زيرا كه آن آيه شريفه در بارهء فراريان جنگ احد نازل شد كه عمر نيز در ميان آنها بود ! ( 2 ) - الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 267 - 268 . ( 3 ) - تاريخ الطبرى ، ج 2 ، ص 458 . ( 4 ) - الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 331 . ( 5 ) - تاريخ الطبرى ، ج 1 ، ص 459 . ( 6 ) - الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 325 .