مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

66

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

بودند حس كردند و در پى آنان رفتند ، تا همانند دورانى كه زير پوشش كفر با يكديگر همكارى داشتند ، اينك نيز زير پوشش هويت اسلامى باهم پيوند همكارى برقرار كنند . « 1 » روابط ديرين گذشته ، راه همكارى ميان حزب اموى و ديگر شاخه‌هاى نفاق را هموار ساخت ؛ ولى كشف شواهد نشان دهندهء اين همكارى - بجز برخى اشاره‌هاى حاكى از آمادگى طرفين براى اين كار - پس از غزوه فتح تا هنگام رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم براى پژوهشگران دشوار است . در روايتى كه مسلم نقل كرده آمده است : ابوسفيان همراه چند تن ديگر به جمع سلمان و صهيب و بلال وارد شد . گفتند : « به خدا سوگند ، دشمن خدا [ ابوسفيان ] از شمشيرهاى خدا جان سالم به در برد ! در اين ميان ابوبكر گفت : آيا به بزرگ و سرور قريش چنين سخنى را مىگوييد ؟ ! و چون پيامبر 6 آمد موضوع را به آن حضرت گزارش داد . وى فرمود : اى ابوبكر ، شايد آن‌ها [ سلمان و . . . ] را به خشم آورده‌اى ! بدان كه اگر آنان را خشمگين كرده باشى پروردگار خويش را خشمگين ساخته‌اى ! . . . » « 2 » اما پس از رقم خوردن نتايج سقيفه به نفع جريان نفاق ، دست يافتن به شواهد همكارى ميان آن‌ها براى پژوهشگران چندان دشوار نيست ؛ و دلايل بسيارى آن را به اثبات مىرساند . موضع‌گيرى مقطعى ابوسفيان و تقاضاى وى براى بيعت با اميرالمؤمنين ، على عليه السلام ، نيز نمىتواند اين دلايل را مخدوش سازد ؛ زيرا كه هر چند وى در آغاز ، نتايج سقيفه را نادرست خواند ، ولى اين موضع‌گيرى نه از سر خيرخواهى ، بلكه براى رسيدن به هدف‌هاى پليد خود او يعنى يورش بىرحمانه به اسلام ، بلافاصله پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، و به جان هم انداختن مسلمانان بر سر خلافت و ساقط كردن حاكميت اسلام و بازگرداندن مردم به وضع دوران جاهليت و اعادهء رهبرى پيشين قريش بود . اميرالمؤمنين عليه السلام كه از قصد ابوسفيان در اين موضع‌گيرى آگاه بود ، او را طرد كرد و بر او خشم گرفت و فرمود : « به خدا سوگند ، تو از اين پيشنهاد هدفى جز فتنه ندارى ؛ چرا كه هميشه براى اسلام ، خواهان شرّ و بدى بوده‌اى . . . » « 3 »

--> ( 1 ) - اگر بيم خروج از مقصد گفتار نبود ، دلايل چندى را درباره اين همكارى سابقه‌دار ميان اموىها و ديگر شاخه‌هاى نفاق ارائه مىداديم و براى شناخت موارد اين همكارى ديرينه مطالعه كتاب ارزشمند « الصحيح من سيرة النّبى الاعظم » توصيه مىگردد . ( 2 ) - صحيح مسلم ( به شرح نووى ) ، مجلد هشتم ، بخش شانزدهم ، ص 66 ( فضايل سلمان ، بلال و صهيب ) . ( 3 ) - الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 326 .