مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

51

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

آنان همچنين به ويژگىهاى همراهان او و مثل‌هايى كه در بارهء آنان زده مىشد آگاه بودند . چنان‌كه قرآن كريم مىفرمايد : « ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ . . . » « 1 » بلكه آن گونه كه از روايت‌هاى فراوان بر مىآيد ويژگىهاى جانشينان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را نيز مىدانستند . جمعيّت‌هايى از يهود نيز به جِدّ و همراه همه لوازم عملى آن چشم انتظار پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله و سلم بودند . اين انتظار جدى آنان را وادار كرد تا شهر و ديارشان را ترك گفته به سرزمينى كه پيامبر بدانجا هجرت مىكند ؛ و آنان اخبارش را نسلى پس از نسل ديگر به ارث برده بودند كوچ كنند . اينان در اين راه دشوارىهاى بسيارى تحمل كردند ، چنان كه در روايتى آمده است : يهوديان در كتاب‌هايشان ديده بودند كه محمد صلى الله عليه و آله و سلم به جايى ميان « عير » و « احد » « 2 » مهاجرت خواهد كرد . از اين رو در جست و جوى اين مكان برآمدند و چون بر كوهى به نام « حِداد » گذشتند گفتند : حِداد و احد يكى هستند ؛ و در اطراف آن پراكنده شدند و برخى در « تيماء » برخى در « فدك » و برخى در « خيبر » فرود آمدند . آنهايى كه در تيماء بودند ، مشتاق ديدار برادران خويش گشتند . در اين هنگام عربى از قبيله قيس بر آنان گذشت ؛ و شتر او را كرايه كردند . عرب گفت : من شما را ميان عير و احد مىبرم . گفتند : چون به آن دو كوه رسيدى ما را خبر كن ؛ و چون به سرزمين يثرب رسيدند ، رو به آنان كرد و گفت : اين عير است و آن احد . يهوديان از شتر پايين آمدند و گفتند : ما به هدف خود رسيديم و ديگر به شتر تو نيازى نداريم ، هر جا خواهى برو . سپس به برادران خود كه در خيبر و فدك ساكن بودند چنين نوشتند : سوى ما بشتابيد كه به جايگاه مورد نظر رسيديم ؛ و آنان در پاسخ نوشتند : ما در اين سرزمين استقرار يافته و اموالى به دست آورده‌ايم ، و اينك كه به شما بسيار نزديكيم مىتوانيم زود به شما بپيونديم . يهوديان در سرزمين مدينه اموالى به دست آوردند و چون اين خبر به تُبَّع رسيد با آنها

--> ( 1 ) - فتح ( 48 ) ، آيهء 29 . ( 2 ) - دو كوه از كوه‌هاى مدينه .