مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

38

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

آن كه از نيروهاى مخالف هر چند توانا باشند پروا كنند . اينان با اصرار تمام زندگى خود را به خطر مىاندازند ، به اين اميد كه روزى هدفشان را به اجرا درآورند و بر مردم حكومت كنند و ادارهء امور را به تنهايى در دست گيرند و در زمين از ديگران برتر باشند . . . » « 1 » اين دسته از منافقان نيز براى مصالح اسلام تا جايى كه در راستاى هدف‌هاى مطلوب خودشان باشد تلاش مىكنند . علامهء طباطبائى مىگويد : « پى آمد چنين نفاقى جز دگرگون كردن اوضاع و كمين كردن عليه اسلام و مسلمانان و فاسد كردن جامعهء دينى نيست . حتى چنين منافقانى ، تا آن جا كه بتوانند جامعه را تقويت مىكنند و مال و مقامشان را در راه آن فدا مىسازند ، به اين منظور كه اوضاع جامعه به سامان آيد و براى بهره‌بردارى خودشان آماده شود و آسياب امور مسلمانان در راستاى منافع شخصى آنان به گردش درآيد . آرى اين گونه منافقان هرگاه متوجّه شوند كه چيزى امنيت و اقتدار آنان را به خطر مىاندازد ، با آن به مخالفت بر مىخيزند و كارشكنى مىكنند تا اين كه امور را به مجراى هدف‌هاى فاسد خودشان باز گردانند . » « 2 » تدبّر كافى در تاريخ صدر اسلام ، به‌ويژه سيرهء شريف نبوى بر پيشانى بسيارى از صحابه مهر اين اتهام را مىزند كه اسلامى طمع‌ورزانه داشته‌اند نه ايمانى خالصانه ! زيرا تحليل وقايع و رويدادهاى اين دوره به روشنى نشان مىدهد كه رفتار و موضع‌گيرىهاى اين دسته از صحابه ، مصداق بارز رفتار منافقان است . 2 - دست يافتن به جايگاه معنوى در دل حكمرانان يا مسلمانان به منظور « تخريب از داخل » ؛ و مصداق آن كسانى هستند كه اهل كتاب در صفوف جامعه اسلامى وارد كردند . مثل « كعب الاحبار » يهودى و « تميم دارى » مسيحى . 3 - رسيدن به اهدافى كم‌اهميت‌تر ، مثل غنايم ، رشد و توسعه منافع شخصى در پرتو مصالح اسلامى يا حمايت از قوميت و امثال آن . مصاديق اين نوع طمع‌ورزان ، سودپرستانى هستند كه شمار آنان نيز فراوان است . علاوه بر اين‌ها كسانى بودند كه در آغاز به اسلام ايمان آوردند ، اما در ادامهء راه پس از

--> ( 1 ) - تفسير الميزان ، ج 19 ، ص 289 . ( 2 ) - همان .