مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

39

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

روبه‌رو شدن با دشوارىهاى فراوان و ديدن صدمه‌هاى بزرگ و يا امثال شبهه‌هاى گمراه كننده‌اى كه در نبوّت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ايجاد ترديد مىكرد ، از دين برگشتند ، اما بىدينىشان را از روى ترس يا از سر طمع پنهان كردند . اينان تا هنگامى كه كفر و ارتدادشان را پنهان مىداشتند منافق به شمار مىآمدند . وقوع چنين حالتى هم در مكّهء مكرّمه و پيش از هجرت به مدينه و هم پس از هجرت و برپايى دولت اسلامى در مدينه منّوره و پيرامون آن امكان داشته است . از آنچه گذشت به روشنى درمىيابيم كه جريان نفاق با ورود پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به مدينه منّوره آغاز نشد ، بلكه از همان آغاز ظهور اسلام در مكّهء مكرّمه در صف جامعه اسلامى نفوذ كرد ؛ و پس از ورود پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به مدينه و تشكيل دولت اسلامى به صورت يك پديدهء خطرناك اجتماعى ظاهر شد . تا اين جا دربارهء آغاز پيدايش جريان نفاق سخن گفتيم ؛ و دربارهء زمان تداوم آن ، يك نظريه مشهور مدعى است كه جريان نفاق تنها تا نزديكى وفات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ادامه يافت . اما اين ديدگاه به طور كامل خطا است و واقعيّت‌هاى تاريخى آن را مردود مىشمارد . در اين زمينه شايسته است دو موضع را از هم تفكيك كرد : 1 - از تلاش‌هاى منافقان در مقابله با مؤمنان خبرى نمىرسيد و آنها توطئه‌ها و رفتارهاى مخالفت آميزشان را به طور پنهانى انجام مىدادند . 2 - جريان نفاق در عمل به پايان رسيد و حضورش در صحنه‌هاى سياسى و اجتماعى زوال يافت . آرى بلافاصله پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و تشكيل سقيفه و انتشار نتايج آن ، ديگر آن رفتارى كه منافقان در دوران پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم داشتند ، به چشم نمىخورد ؛ و اين جريان بزرگ و خطرناك اجتماعى ، يكباره پنهان گرديد . به راستى چه شد ، جريانى كه روزى از چنان نيرويى برخوردار بود كه پيش از جنگ احد سيصد تن از سپاه نهصد يا هزار نفرى اسلام را از ورود به ميدان نبرد باز داشت ؛ « 1 » و در ديگر رويدادها نيز مواضع زشت و ذلت‌بارش

--> ( 1 ) - حتى با فرض اين‌كه بگوييم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خود فرمان به بازگشت آنها داد ، و از ورود به سپاه اسلام باز داشت - چنان كه در برخى نقل‌ها آمده است - باز هم استدلال به قوت خود باقى است ؛ و در ضمن اين روايت‌ها حاكى از آن است كه شمارشان هفتصد تن بوده است .