مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

341

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

از ظاهر متون تاريخى چنين برمىآيد كه خروج در ساعت‌هاى پايانى شب صورت پذيرفته است ؛ و اين نشان مىدهد كه خروج از بيم تعقيب قدرت حاكم مخفيانه بوده است . به ويژه آن كه در روايات آمده است ، امام عليه السلام هنگام خروج ، آيه شريفه « فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ » « 1 » را تلاوت مىفرمود . ظاهر فضاى وقايع پس از ديدار امام با والى مدينه نيز چنين تصورى را ايجاد مىكند و آن را نفى نمىكند . به ويژه آن كه اصرار امام عليه السلام بر اين بود كه در مدينه ترور نشود و يا درگيرىاى كه موجب شكسته شدن حرمت حرم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گردد ، روى ندهد . از اين رو براى پرهيز ازاين تنگناها از زمان و رويدادها پيشى جست و شبانه و پنهانى شهر را ترك‌گفت ! همين قضيه در مكّه مكرمه نيز براى امام عليه السلام پيش آمد و در آن‌جا نيز براى آن كه پيش آمد ناگوارى روى ندهد و حرمت خانه خدا شكسته نشود - چنان كه در روايات آمده است - سحرگاهان يا در اوايل سپيده‌دم شهر را ترك گفتند . به هر حال انگيزه هر دو بار يكى است ، به علاوه پيش از اين يادآور شديم كه اين محذور از ديد امام در چارچوب نگرانى بزرگ‌تر قرار مىگيرد ؛ و آن بيم خفه شدن انقلاب خواه در مدينه يا در مكّه است . اما آنچه توجّه را جلب كرده و تأمل برانگيز است اين كه امام عليه السلام پيش از خروج از مكّه به خطبه ايستادند و طى آن هنگام خروجشان را از شهر اعلام داشتند : هر كس آهنگ جانبازى در راه ما و سر ديدار با خداوند دارد ، بايد با ما بكوچد و من بامدادان حركت خواهم كرد ، ان شاء الله « 2 » به اين ترتيب چنان كه در اين روايت آمده است ، امام عليه السلام هنگام حركتشان را اوايل بامداد تعيين كرده‌اند . يعنى وقتى كه پايان شب به شمار مىرود و هوا هنوز اندكى تاريك و براى پنهان شدن ، مناسب است .

--> ( 1 ) - « آن گاه ترسان و نگران از شهر بيرون رفت ، گفت : پروردگارا ! مرا از اين گروه ستمگر نجات بده » . [ قصص ( 28 ) ، آيه 21 ] . ( 2 ) - اللهوف ، ص 26 .