مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

322

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

دشمن نتواند بر آن سرپوش نهد و يا به نفع خود بهره‌بردارى كند . زيرا در آن صورت هدف‌هايى كه امام از شهادت خويش دنبال مىكرد ؛ و قصد داشت تا وجدان امّت را بيدار كند و در مسير صحيح مورد نظرش سوق دهد ، در نطفه خفه مىگرديد . بنابراين خروج ايشان از مكّه و همچنين مدينه ، علاوه بر پرهيز از كشته شدن در يكى از اين دو شهر و در نتيجه شكسته شدن حرمت حرمين شريفين ، در اصل به منظور رهانيدن انقلاب از حلقه‌هاى محاصره امويان و سرپوش گذاشتن بر آن و جلوگيرى از پامال شدن خون وى به وسيله آنان بود . واپسين شب‌هاى حضور در مدينه بازگرديم به جريان رويدادهاى داستان در مدينه منوره ، پس از ديدار امام عليه السلام با والى مدينه ، وليد بن عتبه ، يعنى همان ديدارى كه طى آن امام عليه السلام مخالفت خود را با بيعت اعلام فرمود و نيز اعلام كرد او سزاوارترين مردم به خلافت است . ممكن است اين سؤال پيش آيد كه امام حسين عليه السلام پس از اين ديدار آكنده از تشنج ، چند روز در مدينه منوره باقى ماند ؟ اين پرسش پاسخ واحدى ندارد . زيرا منابع تاريخى به اين پرسش پاسخ‌هاى گوناگون داده‌اند . سيد بن طاوس در كتاب لهوف گويد : راويان گفت و گوى حسين عليه السلام با وليد بن عتبه و مروان گفته‌اند : چون فردا رسيد حسين عليه السلام سه روز گذشته از شعبان سال شصت روانه مكّه شد . . . « 1 » معناى اين سخن اين است كه امام عليه السلام پس از آن ديدار با وليد ، جز همان شب را در مدينه نماند و بامدادان از شهر خارج شد ! و اين - از نظر وسعت وقت - با اخبارى كه از دوبار رفتن آن حضرت به زيارت قبر جدشان ؛ و رفتن به زيارت قبر مادر و برادرش عليه السلام و ديدار با ام‌سلمه و محمد بن حنفيه و عمر أَطْرف و زنان بنىهاشم و مروان بن حكم و ديگران سخن مىگويند ، همخوانى و سازگارى ندارد . زيرا گذشته از وقتى كه

--> ( 1 ) - اللهوف ، ص 13 .