مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
323
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
براى آمادگى كوچيدن نياز بود ، تاريكى شب گنجايش انجام همهء موارد ياد شده را نداشت ، به علاوه اين كه ديدار امام عليه السلام با وليد بن عتبه در ساعتهاى پايانى آن شب صورت پذيرفته بود . در برخى منابع ديگر آمده است : حسين عليه السلام در شب بعد با خاندان و يارانش بيرون رفت ، و امويان به جاى او به ابن زبير پرداختند ؛ و امام به مكّه رسيد . « 1 » مفهوم اين سخن اين است كه امام در شب پس از ديدار با وليد بيرون آمد ، اما همين مأخذ تاريخى ( تذكرة الخواص ) بلافاصله پس از اين خبر چنين نقل مىكند : « ابوسعيد مقرى گويد : شنيدم كه حسين عليه السلام در آن شب به شعر ابن مفرغ « 2 » تمثل جست و گفت : لا ذَعَرْتُ السَّوامَ فِى غَسَقِ الصُّبحِ * مغيراً وَلا دَعَوْتُ يزيداً يَومَ أُعطى مِنَ المُهانَةِ ضيماً * وَالمُنايا يُرصِدْنَنِى أَن أحيدا [ خداكند ] ديگر در سحرگاهان چارپايان را به هجوم نرمانم و ديگر يزيدم نخوانند اگر از بيم مرگ به ستم تن دهم و زير بار ذلت روم و خطر مرگ مرا از راه ببرد . گويد : با خود گفتم ، دليل تمثل جستن به اين دو بيت كارى است كه وى آهنگ انجامش را دارد ؛ و پس از دو شب به سوى مكّه رفت . » . « 3 » تاريخ مىگويد : حسين بن على شبى ( چنان كه گفتيم شب ديدار با وليد بن عتبه ) بر سر قبر جدش رفت و گفت : درود بر تو يا رسول الله ، منم حسين پسر فاطمه ، پسر تو و پسر دختر تو ؛ و آن سبطى كه از خود ميان امّت به يادگار گذاشتى . اينك اى پيامبر خدا گواه باش كه اينان مرا فرو گذاشتند و تباه ساختند و حرمت مرا پاس نداشتند . اين شكوهء من است تا آن هنگامى كه تو را ديدار كنم - درود و سلام خدا بر تو باد - .
--> ( 1 ) - تذكرة الخواص ، ص 214 ؛ و اين با نقل ارشاد ( ص 222 ) سازگار است كه مىگويد : حسين عليه السلام آن شب ( يعنى شب ديدار با والى ) را در منزلش به سر برد ، و آن شب شنبه ، سه شب مانده از رجب سال شصت هجرى بود . آن شب را دست از او برداشتند و بر او اصرار نكردند . پس حسين عليه السلام از تاريكى همين شب يعنى شب يكشنبه دو روز مانده از رجب رهسپار مكّه گرديد . ( 2 ) - وى يزيد بن مفرغ شاعر مشهور است و اين بيت در منابع ديگر نيز با اندكى تفاوت نقل شده است . ( 3 ) - تذكرة الخواص ، ص 214 .