مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
274
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
دنيوى پيرو شهوتهاى خويشند و چون اجلشان نزديك مىشود و تلخى مردن و درد جدايى و پايان مهلت را احساس مىكنند و در آستانه عذاب دايمى قرار مىگيرند ، از كردههايشان پشيمان مىشوند « و چنانچه باز گردانده شوند به آنچه از آن نهى شدهاند باز مىگردند و اينان دروغگويند » . « 1 » مسعودى گويد : محمد بن اسحاق و ديگر راويان اخبار گفتهاند كه معاويه در آغاز بيمارى منجر به مرگش به حمام رفت . پس از ديدن جسم نحيفش ، بر نيستى و قرار گرفتن در آستانه نابودىاى كه همه آفريدگان را دربر مىگيرد گريست و به اين شعر مثل زد و گفت : أرى الليالى أسرعت فى نقضى * أَخَذن بعضى و تركن بعضى حنين طولى و حنين عرضى * أقعدتنى من بعد طول نهضى شبها را مىبينم كه در نابودى من شتاب كرده ؛ بخشى از مرا گرفته و پارهاى را وانهاده است . و اعضا و جوارحام را در هم پيچيده و خم كرده ، و مرا پس از روزگارى دراز ايستايى از پاى درآورد . چون روزگارش به سر آمد و گاه جدايى فرا رسيد و بيماريش شدت گرفت و از بهبودى نوميد گشت اين شعر را سرود : فياليتنى لم أعن فى الملك ساعة * وَلم أَكُ فى اللذّاتِ أَعْشى النَواظِرِ وَ كُنْتُ كَذِى طِنريْن عاشَ ببُلغة * مِنَ الدَّهْرِ حَتَّى زار أهل المقابر « 2 » اى كاش يك ساعت هم به حكومت توجّه نمىكردم ؛ و چشم بسته تن به لذّتها نمىدادم و مانند آن كسى [ على ] مىبودم كه دنيا را با دو جامه گذراند و بدان بسنده كرد تا آن كه به خفتگان گور پيوست . معاويه مردى بود تبهكار كه خون و آبروى بسيارى از مردمان پارسا و سرشناس را ريخته بود . به همين سبب هنگامى كه در اثر بيمارى ناتوان شد ؛ و در آستانه مرگ قرار
--> ( 1 ) - انعام ( 6 ) ، آيه 28 . ( 2 ) - الفتنة الكبرى ، ج 2 ، ص 244 .