مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

218

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

امام صادق عليه السلام فرمود : حسين بن على عليه السلام نزد اصحابش رفت و فرمود : اى مردم ، همانا خداوند - جَلَّ ذِكْرُه - بندگان را نيافريد مگر براى آن كه او را بشناسند ؛ و چون او را شناختند عبادتش كنند و چون او را عبادت كردند ، به وسيله عبادت او از عبادت ديگران بىنياز گردند . در اين هنگام مردى گفت : اى پسر رسول خدا ، پدر و مادرم فداى شما ، معرفت خداوند چيست ؟ فرمود : اين است كه مردم هر دوره امامى را كه اطاعتش بر آنان واجب است بشناسند . « 1 » عبدالعزيز بن كثير نقل كرده است كه گروهى نزد حسين عليه السلام آمدند و گفتند ، از فضايلتان برايمان سخن بگوييد . فرمود : تاب شنيدنش را نداريد . از من دور شويد تا به يكى از شما شمه‌اى از آن بگويم ، اگر او تاب آورد ، براى شما نيز سخن خواهم گفت : گروه از او دور شد و امام عليه السلام با يكى از آنان سخن گفت . او شگفت زده ، سراسيمه و سرگردان شده پاسخ هيچ كس را نمىداد ؛ و آنان بازگشتند . « 2 » 2 - 1 - موقع‌شناسى براى نشر حقايق از نمونه‌هاى اين رفتار امام عليه السلام روايت سليم بن قيس است كه گويد : هنگامى كه حسن بن على عليه السلام وفات يافت ، فتنه و آشوب رفته رفته فراگير مىشد ، به طورى كه همه دوستان خدا بر جان خويش ترسان بودند . ( و در روايت ديگرى آمده است . . . مگر بر خونش ترسان بود كه كشته مىشود ) ؛ و يا رانده و آواره بودند ؛ و دشمنان خدا بى هيچ پروايى با بدعت‌هاى خويش مردم را گمراه مىساختند . يك سال پيش از مرگ معاويه حسين بن على - صلوات الله عليه - همراه عبدالله عباس و عبدالله جعفر به حج رفتند . حسين عليه السلام در موسم حج ، زن و مرد بنى هاشم و انصار هوادارشان را كه آن حضرت و خاندانش را مىشناختند گرد آورد . سپس پيك‌هايى فرستاد و به آنان فرمود : به هر كدام از صحابه رسول خدا كه به صلاح تقوا مشهورند و در حج شركت جسته‌اند برخورديد ، نزد من

--> ( 1 ) - علل الشرائع ، ج 9 ، حديث 1 ، باب 9 . ( 2 ) - مناقب آل ابىطالب ، ج 4 ، ص 51 .