مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

206

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

بدون شك در چنين فرضى معاويه با تنگناى عملى دشوارى روبه‌رو مىشد ، اما او كه هوش و پختگى لازم براى خروج از تنگناها را داشت از اين تنگنا نيز بيرون مىآمد . چنين مىنمايد كه او بدون فاصله سپاه كوچك امام را محاصره مىكرد و بر سلامت امام و بنىهاشم تأكيد مىورزيد و با روشى فنى توأم با يك كار بزرگ تبليغاتى آنان را مىبخشود . نتيجه چنين كارى اين مىشد كه امام از چشم امّت بيفتد و قداست دينىاش را از دست بدهد ؛ سپس او و همراهانش را به يك اقامت اجبارى در شام وامىداشت كه آن هم پايانى جز مرگى كه احتمالًا آن نيز با سمّ مىبود نداشت . سرانجام معاويه از اين بحران در حالى بيرون مىآمد كه سيمايى از گذشتِ پس از قدرت داشت و بدى را با نيكى و بريدن را با پيوند پاسخ داده بود . در نتيجه دل‌هاى مردم را به دست مىآورد و بر دوستى وى و عظمت مقام و منزلتش افزوده مىگشت . در چنين حالتى نه تنها آثار مثبتى كه امام از اين جنبش انتظار داشت حاصل نمىشد ، بلكه زيركى معاويه پيامدهايى منفى نيز براى آن حضرت به بار مىآورد . پس از آن كه امام عليه السلام اموالى را كه براى معاويه مىبردند گرفت ، وى طى نامه‌اى به آن حضرت اين روش را به روشنى بيان كرد و گفت : « . . . اما اى برادرزاده ، من پنداشتم كه تو انديشه حمله ناگهانى در سردارى ؛ و خوشحالم از اين كه اين كار در روزگار من انجام شد كه قدر تو را مىشناسم ، ولى به خدا سوگند بيم آن دارم پس از من گرفتار كسى شوى كه به اندازه سرسوزنى مراعات احترام تو را نكند . » « 1 » بعيد نيست كه معاويه آرزو داشت در موضع چنين گذشتى قرار گيرد و در مقابل منتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بر آزادشدگان در مكّه نهاد ، او نيز منت بگذارد و اسيران بنىهاشم را آزاد كند تا در عرصه فخرفروشى مساوى شوند ؛ ولى چنان كه گفتيم امام از چنين پيش‌آمدى پرهيز داشت ، و شكى نيست كه موضوع از ذهن امام عليه السلام نيز دور نبوده است . بر فرض اين كه معاويه - در صورت قيام امام عليه السلام عليه وى - ناچار به قتل آن حضرت و يارانش مىگشت ، با توجّه به صبغهء دينىاى كه معاويه اصرار داشت روش‌هاى

--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 18 ، ص 327 .