مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

199

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

آن حضرت در نامه ديگرى خطاب به معاويه چنين نوشته است : و در گفته‌هايت گفته‌اى « اين امّت را به فتنه باز مگردان ، در حالى كه من فتنه‌اى بالاتر از حكومت تو بر آنان نمىشناسم و گفته‌اى : « به خودت و دين و امّت محمد بينديش » . به خدا سوگند من چيزى بالاتر از جهاد با تو نمىشناسم كه اگر چنين كنم ، موجب نزديكى به پروردگار من است و اگر نكردم از خداوند براى دينم طلب بخشايش مىكنم و از او توفيق آنچه را كه رضايت و خشنودى اوست مىطلبم . » . « 1 » در اين‌جا اين پرسش مطرح است : در حالى كه در دوران امامت امام حسين عليه السلام همه زمينه‌ها براى قيام آن حضرت عليه معاويه فراهم بود ، چرا ايشان قيام نكرد ؟ براى پاسخ دادن به اين پرسش نخست بايد هدف مورد نظر از انقلاب را تعيين كرد و روشن ساخت كه هدف امام حسين عليه السلام از قيام عليه معاويه چه مىتوانست باشد ؟ بدون شك هدف آن حضرت همان هدفى است كه در قيام عليه يزيد بن معاويه اعلام كرد . يعنى ايجاد اصلاح در امّت جدش به وسيلهء امر به معروف و نهى از منكر و لوازم اين كار يعنى از ميان برداشتن حكومت فاسد و برپا ساختن حكومت حق ، از طريق قيام امّت با امام براى تحقق پيروزى قطعىاى كه در سايه اين هدف حاصل مىگشت . يا قرار دادن امّت در معرض خطرى وحشت‌آفرين و هولناك ، از طريق حماسه‌اى قهرمانانه و مصيبتى فاجعه‌آميز كه به كشتن او و يارانش از اهل بيت و صحابهء نيكوكار آن حضرت و برگزيدگان امّت منجر مىگشت ، آن هم در چارچوب يك فعاليت تبليغاتى بزرگ كه در نتيجه آن چهره دروغينى كه معاويه خود را در پس آن پنهان مىكرد به طور كامل آشكار مىگشت و همهء پيامدهاى جريان نفاق حاكم از روز سقيفه خنثى مىگشت ؛ و اسلام ناب محمدى از هر شائبه‌اى پاك مىشد و پرده از ديده بصيرتش كنار مىرفت و در نتيجه حق و اهل آن را مىشناخت و در پرتو نورش ره مىپيمود . ولى آيا در دوران معاويه براى امام حسين امكان اين كه يكى از اين دو انتخاب را تحقق بخشد ، وجود داشت ؟

--> ( 1 ) - الامامة والسياسة ، ج 1 ، ص 182 .