مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

194

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

در ميان امويان از همه كينه‌توزتر نسبت به اهل بيت عليهم السلام ، و عجول‌تر و نادان‌تر ، مروان بن حكم بود كه پى در پى براى معاويه گزارش مىفرستاد و او را به شتاب براى دست به كار شدن فرا مىخواند . او در يكى از گزارش‌هاى خود « به معاويه خبر داد كه گروهى از مردان عراق پيش حسين بن على آمده‌اند و نزد او سكونت دارند و در آمد و شدند ، پس نظرت را برايم بنويس » . « 1 » بلاذرى گويد : شمارى از اهل عراق و اشراف حجاز نزد حسين عليه السلام در آمد و شد بودند و او را اكرام و احترام مىكردند و فضايلش را يادآور مىشدند و او رابه سوى خودشان دعوت مىكردند و مىگفتند كه ما دست و بازوى توايم ؛ تا راهى به سوى او بيابند . اينان شك نداشتند كه پس از مرگ معاويه مردم به حسين عليه السلام روى نخواهند آورد . چون رفت و آمد مردم با امام حسين عليه السلام زياد شد عمرو بن عثمان بن عفان نزد مروان بن حكم - والى وقت مدينه - آمد و گفت : رفت و آمد مردم نزد حسين عليه السلام زياد شده است ، به خدا سوگند ، من جز اين نمىبينم كه شما با او روزى سخت خواهيد داشت ؛ و مروان موضوع را به معاويه گزارش داد . « 2 » او همچنين نوشت : من از اين كه حسين در پى فتنه باشد ايمن نيستم و گمان مىكنم كه با او دوران دشوارى داشته باشى ! « 3 » اما معاويه كه مصلحت خود را در پايبندى ظاهرى به صلح با امام حسين عليه السلام مىديد ، تمايلى به بيرون آمدن از وضعيت متاركه با آن حضرت نداشت . از اين رو مروان را از گذشتن از اين متاركه باز مىداشت و امر به شكيبايى و از كارهاى احمقانه و شتاب‌زده منع مىكرد ؛ و به او نوشت : « مادامى كه حسين با تو كارى ندارد و نسبت به تو دشمنى و مكنونات قلبى خود را ابراز نكرده است و نرمى نشان مىدهد ، او را آزاد بگذار و پيوسته در كمين او باش . ان شاء الله والسلام » « 4 » با وجود اين ، مروان كه يكى از سختگيرترين كارگزاران اموى مدينه بود ، وقتى كه مىديد مردم بر امام حسين گرد آمده‌اند و از همه سو نزدش مىآيند ، تحمل وجود آن

--> ( 1 ) - اخبار الطوال ، ص 224 . ( 2 ) - انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 152 ، حديث شماره 13 . ( 3 ) - تاريخ ابن عساكر ( ترجمة الامام الحسين عليه السلام ) ، محمودى ، ص 197 ، حديث شماره 254 . ( 4 ) - انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 152 ، حديث شماره 13 .