مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

195

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

حضرت را در مدينه نداشت . از اين رو به معاويه پيشنهاد كرد كه امام عليه السلام را از مدينه تبعيد كند و به سكونت اجبارى در شام وادار سازد ، تا به اين وسيله ارتباط او با مردم عراق قطع شود . اما معاويه اين پيشنهاد را هم نپذيرفت و پاسخ او را چنين داد : « به خدا سوگند من مىخواستم كه از او آسوده شوم و تو مرا به او گرفتار مىكنى . اگر در برابر او شكيبايى مىورزم از روى اكراه است ؛ و اگر بدىاى به او برسانم با او قطع رحم كرده‌ام . » « 1 » علاوه بر مراقبت شديدى كه از امام عليه السلام به عمل مىآمد ، برخى از كارگزاران اموى مدينه در عمل مداخله مىكردند و از بيم آن كه اوضاع دگرگون شود و به نفع امام عليه السلام رقم به خورد اقشار مردم را از ديدار با امام عليه السلام باز مىداشتند . بلاذرى از عتبى نقل مىكند كه وليد بن عتبه مردم عراق را از ديدار با امام حسين عليه السلام منع كرد . امام عليه السلام فرمود : « اى كسى كه بر خود ستم مىكنى و نسبت به پروردگارت نافرمانى ، چرا ميان من و مردمى كه آنچه از حق مرا كه تو و عمويت نشناخته‌ايد ، مىشناسند مانع مىشوى ؟ وليد گفت : اى كاش بردبارى ما نسبت به تو موجب جسارت و خشم ديگران نسبت به تو نگردد . اگر مىدانستى كه پس از ما چه خواهد شد ، ما را دوست مىداشتى ، همان گونه كه دشمن مىدارى ! » « 2 » علاوه بر آنچه پيش از اين گفيم كه اشاره وليد ، روشنگر مفهوم « خون محترم » از ديدگاه امويان است ، در اين‌جا نيز به اين نكته اشاره مىكنيم كه شايد اين كه وليد مىگويد : « اگر مىدانستى كه پس از ما چه پيش مىآيد ما را دوست مىداشتى همان گونه كه دشمن مىدارى » ، اشاره به اين موضوع دارد كه متاركه ايجاد شده ميان ما و شما جز در دوره معاويه برقرار نخواهد بود و يزيد ، كه جانشين پدرش مىگردد ، شخصيت ديگرى است . او جز با شدت و قاطعيت با تو رفتار نخواهد كرد و به زودى زمين را با همه فراخيش بر تو تنگ خواهد كرد و در آن هنگام چون به گذشته بنگرى دوران ما و بخشندگى و بزرگوارى ما را به ياد خواهى آورد . گويى با اين بيان به خاطر متاركه متوازنى كه در اصل به نفع خود آن‌هاست ، بر امام عليه السلام منت مىگذارد .

--> ( 1 ) - حياة الامام الحسين بن على عليهما السلام ، ج 2 ، ص 223 . ( 2 ) - انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 156 - 157 ، شماره 15 .