مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

190

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

امام حسين عليه السلام در پاسخ چنين نوشت : من اميدوارم كه نظر برادرم - خدايش رحمت كند - در آرامش و نظر من در جهاد با ستمگران موجب راهنمايى و پايدارى باشد ، پس تا اين مرد [ معاويه ] زنده است به زمين بچسبيد و پنهان شويد و عقايدتان را كتمان كنيد و از آفتابى شدن بپرهيزيد . چنانچه براى او پيش‌آمدى رخ داد و من زنده بودم ، نظرم را به شما خواهم نوشت . ان شاءالله . « 1 » همچنين شيخ مفيد ( ره ) از كلبى ، مداينى و ديگر سيره‌نويسان نقل مىكند كه گفته‌اند : « هنگامى كه امام حسن عليه السلام از دنيا رفت شيعيان در عراق به جنبش درآمدند و دربارهء خلع معاويه و بيعت با امام حسين عليه السلام مكاتبه كردند . ولى امام عليه السلام نپذيرفت و يادآور شد كه ميان او و معاويه عهد و پيمانى است كه تا پايان يافتن مدتش ، شكستن آن براى او جايز نيست ؛ و پس از آن كه معاويه مرد ، در اين موضوع خواهد نگريست . » « 2 » موضع‌گيرى معاويه نسبت به امام حسين عليه السلام ادعاى « خون مورد احترام در ميان بنى عبد مناف » و حقيقت آن ابن عساكر نقل مىكند كه وليد بن عتبه با امام حسين عليه السلام به درشتى سخن گفت ؛ و امام عليه السلام به او دشنام داد و عمامه‌اش را گرفت و از سرش كند . وليد گفت : شيرى را ( كنايه از ابوعبدالله ) به خشم آورديم . در اين هنگام مروان يا كسى ديگر از همنشينانش گفت : او را به قتل برسان . وليد گفت : هر آينه اين خون در ميان بنى عبد مناف محترم است . « 3 » بدون شك وليد بن عتبه ، والى وقت مدينه ، نظر شخصى خود را ابراز نمىدارد ، بلكه موضع رسمى امويان ، كه معاوية بن ابىسفيان آن هنگام در رأسش بود ، سخن مىگويد . خون محترم در ميان بنى عبد مناف به معناى خونى است كه ريختن آن دشوار است و جايز نيست . ولى آيا خون امام حسين عليه السلام در دوران معاويه همين حكم را داشت ؟ و اين ادعا تا چه اندازه حقيقت دارد ؟

--> ( 1 ) - انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 151 - 152 ، شماره 13 . ( 2 ) - ارشاد ، ص 221 . ( 3 ) - تاريخ ابن عساكر ( ترجمة الامام الحسين عليه السلام ، ص 200 ، شماره 255 . )