مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
129
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
همچنين تأثير شخصيت مخاطب در ميزان صراحت و روشنى نصوص ايجاب مىكند كه همهء آنها را مجموعهاى واحد بدانيم . زيرا مورد توجّه قرار دادن پارهاى نصوص - كه ممكن است مبهم و متشابه يا نادرست باشد - بدون توجّه به بقيه ، چه بسا كه پژوهشگر را به استنتاجى وادار سازد كه ناقص يا اشتباه باشد . مثل اين كه پژوهشگرى تنها آن بخش از گفت و گوى امام عليه السلام با فرزدق را مورد توجّه قرار دهد كه چون از امام پرسيد « چرا حج را ناتمام گذاردى ؟ » « 1 » فرمود : اگر شتاب نمىكردم دستگير مىشدم » . « 2 » يا گفت و گوى ميان امام عليه السلام و ابوهِرّه ازْدى را در منطقه ثعلبيه مورد توجّه قرار دهد ؛ كه در روايت آمده است : چون حسين عليه السلام شب را به صبح برد ، ناگهان مردى به نام اباهره ازدى نزد وى آمد و سلام كرد و چنين گفت : اى پسر دختر رسول خدا ، چه چيز تو را وادار كرد كه از حرم جد خويش بيرون آيى ؟ حضرت فرمود : اى اباهرة ، بنىاميه اموالم را گرفتند ، شكيبايى ورزيدم ، به من دشنام دادند ، باز شكيبايى ورزيدم ؛ ولى چون قصد جانم را كردند ، گريختم . اى اباهر به خدا سوگند كه گروه ستمگران مرا خواهند كشت ؛ و به يقين خداوند بر آنان جامه خوارى و ذلت خواهد پوشانيد و شمشيرى برنده را بر آنان مسلط خواهد كرد و كسى را بر آنان مسلط خواهد كرد كه آنان را از قوم سبأ نيز خوارتر كند . همان مردمى كه زمام امورشان به دست زنى بود كه بر جان و مالشان حكم مىراند . « 3 » از ظاهر اين نصوص چنين برمىآيد كه بزرگترين همت امام عليه السلام نجات جانش بود ! او بر گرفتن اموال و دشنامهايى كه از دشمن شنيد شكيبايى ورزيد ، اما چون آهنگ جان وى كردند براى نجات خويش گريخت ! اين چيزى جز ميزان مظلوميت امام عليه السلام نيست ، گويى كه هيچ خوددارى از بيعت و طلب اصلاح و امر به معروف و نهى از منكر و قيامى در كار نبوده است !
--> ( 1 ) - الارشاد ، ص 243 . ( 2 ) - همان . ( 3 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 71 .