مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
130
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
گروهى فريب چنين استنتاج غلطى را خوردهاند و پنداشتهاند كه اساس حركت امام عليه السلام تلاش براى نجات و فرار از ترور و قتل بوده است . چنانچه ديدگاه پژوهشگرى بر چيزى مثل پاسخ آن حضرت به مسورة بن مخرمه نيز محدود شود ، نيز همين مشكل پيش مىآيد زيرا هنگامى كه وى به امام نوشت كه گول نامههاى عراقيان را نخورد ، حضرت پاسخ داد : « در اين باره از خداوند طلب خير مىكنم » « 1 » و يا سخن آن حضرت به محمد بن حنفيه كه فرمود : « برادرم ، در آنچه گفتى خواهم انديشيد . » « 2 » يا سخن آن حضرت به عبدالله بن مطيع كه فرمود : اينك آهنگ مكّه را دارم ، و پس از رسيدن به آنجا از خداوند در كار خويش طلب خير مىكنم . » « 3 » يا سخن آن حضرت به عبدالله بن عباس كه چون وى را از رفتن به عراق برحذر داشت فرمود : « من از خداوند طلب خير مىكنم و مىنگرم كه چه مىشود . » « 4 » يا سخن آن حضرت به عبدالله زبير كه فرمود : « به خدا سوگند با خود عهد كردهام كه به كوفه بروم . شيعيانم و بزرگان آن شهر به من نامه نوشتهاند ؛ و از خدا طلب خير مىكنم . » « 5 » از ظاهر اين گونه نصوص بر مىآيد كه امام حسين عليه السلام ، در مسير قيام خويش ، هيچ نقشهء از پيش طراحى شدهاى نداشت ؛ و از سرنوشتى كه در آينده در انتظار وى بود ناآگاه بود ، و جهت حركت ايشان را استخاره تعيين مىكرد . اين برداشت ، گذشته از آن كه با اعتقاد صحيح دربارهء علم امام منافات دارد ، با بسيارى از نصوصى كه در همين دوره از ايشان وارد شده نيز مخالف و در تعارض است . اگر پژوهشگرى ، ديدگاهش را ، به عنوان مثال ، تنها به نامههاى كوفيان به امام عليه السلام به ويژه نصوصى كه از خود ايشان نقل شده محدود سازد باز هم به مشكل برخواهد خورد . زيرا موجب خواهد شد كه سبب قيام آن حضرت را نامههاى اهلكوفه بداند ؛ و اين از مشهورترين خطاهايى است در راستاى نگرش به قيام امام حسين عليه السلام صورت پذيرفته است .
--> ( 1 ) - تاريخ ابن عساكر ، زندگينامه امام حسين عليه السلام ، ص 202 ، حديث شمارهء 255 . ( 2 ) - ينابيع الموده ، ص 404 . ( 3 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 22 . ( 4 ) - تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 287 . ( 5 ) - همان ، ص 288 .