كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

81

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

اعراب اگرچه لات ، عزّى و منات را به صورت بت شخصى خود ننگريسته و عبادت نمىكردند ، ليكن اشتياق فراوانى در پرستش آنها نشان مىدادند . شخصيت قومى آنها به وسيله معابدشان مشخص مىگرديد . آنان بت‌ها را هيچگاه در داخل خانه نگهدارى نمىكردند و هميشه ، بر خلاف روميان و يونانىها كه خدايان و بتچه ( خداى كوچك ) را در داخل منزل پرستش مىنمودند ، در معابد به پرستش آنها دست مىزدند . 4 باستانى بودن اين بت‌ها يكى ديگر از دلائل عشق و علاقه اعراب بدان‌ها بود . وقتى آنها را در معابد پرستش مىكردند گوئى احساس مىكردند كه در كنار پدران و اجداد خود به راز و نياز با بتان پرداخته‌اند و اين ، احساس جاودانگى خاصى به آنان مىبخشيد . اگرچه تمام معابد به بزرگى و زيبائى كعبه نبود ، ليكن مانند ساير محل‌هاى مقدس به شن‌زارهاى خشك و خشن عربستان زيبائى روحانى خاصى مىبخشيد . همهء آنها براساس هويت قومى ساخته شده بود و به همين جهت در صورت احساس فروپاشى اين دين اجدادى بسيار نگران و وحشت‌زده مىگرديدند . اما در اواخر دوران جاهليت ( قبل از ظهور اسلام ) به نظر مىرسيد كه بسيارى از اعراب ديگر از اين نحوه اعتقادات خود راضى نبوده و نوعى بىقرارى و مريضى روحى آنان را فرا گرفته بود . درست است كه نظام قبيله‌اى عربستان براى چندين قرن از اين روش سنتى براى اداره مردم سود جسته بود ، ولى در قرن ششم ميلادى اوضاع جهانى در حال تغيير بود و مردم عربستان نيز كم‌وبيش با تمدن جديد آشنائى پيدا كرده بودند و به دنبال محرك‌هاى جديدى براى تغيير زندگى بدوى بودند . بعضى از آنها راجع به اديان جديد و زندگى پس از مرگ مطالبى شنيده بودند و دريافتند كه اين اديان براى جاودانگى روحى هر فرد ارزش خاصى قائل هستند . اما اين چرخش چگونه آغاز شد ؟ اعرابى كه با ايران و سوريه در كار تجارت در رفت‌وآمد بودند داستان‌هاى جذاب بسيارى از اين دو كشور همراه مىآوردند كه توسط شعراى عرب به طرز باشكوهى بيان مىشد . اما به نظر مىرسيد كه اين قوم بيابان‌گرد توان تشكيل چنين جوامع شكوهمندى را نخواهد داشت . نظام قبيله‌اى به آنها اجازه بهره بردارى از منابع محدود طبيعى و روبرو شدن با جهان بيرون به عنوان يك ملت واحد را نمىداد . قبائل در يك دور باطل از جنگ‌هاى قبيله‌اى ( انتقام‌گيرى ) و غزوات