كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
71
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
پستتر از ساير اقوام مىديدند . آنها درك كرده بودند كه تا زمانى كه قبائل صحرانشين به زير يك پرچم درنيامده و اتحاد خود را حفظ نكنند ، نمىتوانند در مقابل هجوم خارجى مقاومت كنند و امكان از دستدادن استقلال نيز هميشه در راه است . قرنها اعراب حجاز و نجد به صورت گلهدارى و قبيلهاى زندگى كرده و دائما در حال جنگ به سر مىبردند . طى ساليان آنها نوع خاصى از زندگى اجتماعى را رواج داده بودند كه حال ديگر در قرن ششم ميلادى كاملا جا افتاده و مقبول به نظر مىرسيد . حتى اعرابى كه در شهرها سكنى كرده بودند نيز هنوز عادت گلهدارى خود را ترك نكرده و هنوز شتر را به عنوان پسران صحرائى خود مىديدند . زندگى قبيلهاى نياز به اخلاق و مهارتهاى اجتماعى خاص خود را داشت . اعراب شبه جزيره قبلا بيابانگرد نبودند . شتر كه حال اهلى گرديده بود دو هزار سال قبل از تاريخى كه ما صحبت مىكنيم در عربستان وجود نداشت ؛ حيوانى كه با ذخيره آبى كه در بدن نگه مىدارد بهترين شرايط سازگارى با محيط صحرا را داشته و بهترين وسيله حمل و نقل با سرعتى قابل قبول محسوب مىشود . 2 اعراب در اصل كشاورزانى بودند كه در سرزمينهاى مستعد كشاورزى موجود در هلال شبهجزيره به صورت متمدن زندگانى مىكردند . پس از يك تجربه طولانى براى پرورش حيواناتى كه قابليت همسازى با صحرا را داشته باشند ، و به علت خشكسالىهاى پى درپى ، آنها جرأت يافتند تا براى گلهدارى پا به شنزارهاى مخوف داخل شبه جزيره بگذارند . سعى آنها براى مقابله با اين شرايط دشوار شايد نوعى نمايش قدرت براى شكست مشكلات زندگى به شمار مىرفت . بدين ترتيب آنها آهستهآهسته به نقاط دور تر صحرا راه يافته و از زندگى متمدن دور مىشدند . آنها در طول تابستان در كنار چاههائى كه هر قبيله براى خود حفر كرده بود به سر برده و در طول زمستان گلههاى خود را در چراگاههائى كه پس از بارندگىها در شنزارها به وجود مىآمد حركت مىدادند . غذاى آنها از شير شتر و گوشت حيواناتى كه شكار مىكردند تأمين مىگرديد . اما قبائل صحراگرد ( بدوى ) نمىتوانستند بدون كمك كشاورزانى كه تامين گندم و خرماى آنان را به عهده داشتند به زندگانى خود ادامه دهند . به همين ترتيب كه گلهداران صحراگرد قدمبهقدم در داخل شنزارها پيش مىرفتند ، كشاورزان نيز به دنبال آنان زمينهاى مستعد كشاورزى اطراف اين قبائل را آماده