كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
70
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
اقامتگاه زمستانى خود را در خارج شهر روسافا « 1 » ، در منطقه سرجيوپوليس « 2 » ، ساختند ، كه شامل يك سرسراى بسيار بزرگ براى رئيس قبيله بود كه آثار آن تا امروز نيز باقى مانده است . غسّانيان ، با ايجاد يك ايالت مرزى ، در حقيقت نقش ضربهگير حكومت روم را در مقابل توسعه امپراطورى زرتشتى ايران ايفا مىنمودند . 1 اما پارس تواناى بر مقابله به مثل بود . عربهاى لاچميد « 3 » ، در شرق سوريه ، به مذهب نسطورىها « 4 » گرويدند . اين مذهب مورد علاقه و توجه اعراب ناحيه بين النهرين « 5 » ، كه در محدوده امپراطورى ايران قرار داشت ، نيز بود . ساسانيان به همين ترتيب از اعراب لاچميد به عنوان ضربهگير در مقابل روميان استفاده مىنمودند و پايتخت اين ناحيه شهر حيره « 6 » بود . اما ايران و روم هر دو سرانجام از اين ايالتها صرفنظر كردند . هراكليوس « 7 » ، امپراطور روم ، كمكهاى اقتصادى خود را به غسّانيان در زمان جنگ با ايران ( حدود 584 ميلادى ) قطع نمود . خسروپرويز نيز در حدود 602 ميلادى به حكومت لاچميد « 8 » اعراب پايان داده و فرمانروائى ايرانى به حكومت گمارد . وقتى سپاهيان اسلام به اين نواحى حملهور شدند ( حدود 30 سال پس از فوت محمد ) اعراب اين نواحى ، با احساس تنفر از هر دو امپراطورى ، آماده بودند تا شانس خود را براى دين جديد بيازمايند . اما اين مسألهاى مربوط به آينده بود . در آغاز قرن هفتم ، اعراب به وسيله مذاهب انحرافى دين مسيح محاصره شده بودند . كليساى پادشاهى شهر نجران « 9 » در جنوب ، توجه اعراب صحرانشين را به خود جلب مىكرد اما آنها سعى مىكردند با دور نگهداشتن خود از اين دو امپراطورى و نظامهاى دينى آنان استقلال و قدرت خود را حفظ نمايند . در عين حال ، اعراب احساس غريبى از عدم رضايت نسبت به مسائل مذهبى خود داشتند . آنها هم به لحاظ سياسى و هم از ديدگاه مذهبى خود را حقير و
--> ( 1 ) - Rusafa ( 2 ) - Sergiopolis ( 3 ) - Lachmid ( 4 ) - Nestorians ( 5 ) - Mesopotamian ( 6 ) - Hira ( 7 ) - Heraclius ( 8 ) - Lachmid ( 9 ) - Najran