كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
63
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
زندگانى مىكنند قابل تصور هم نمىباشد . بنابراين ، اگر توقع قديس بودن به معناى مسيحى آن را از خود دور كنيم مىتوانيم محمد ( ص ) را به عنوان يكى از پيچيدهترين انسانهاى مخلوق خداوند باور نمائيم . محمد ( ص ) عطيه معنوى و سياسى بسيار بالا را تواما از خداوند دريافت كرده بود ، درحالىكه اين دو معمولا در كنار هم نمىگنجند . او معتقد بود كه كليه كسانى كه ايمان مىآورند مشتركا براى ايجاد يك جامعه سالم و مبتنى بر عدالت مسؤول هستند . او مىتوانست به شدت خشمگين و غيرقابل انعطاف گردد ، به همان ترتيب كه بسيار ملايم ، احساساتى ، انعطافپذير ، درست و مهربان بود . ما در مورد خنديدن مسيح ( ع ) هيچ نشنيدهايم درحالىكه محمد ( ص ) دائما « 1 » با خانواده و همراهان نزديك خود در حال مزاح و خنديدن بود . خواهيم ديد كه او با بچهها بازى مىكرد ، با زنان خود مشكل داشت ، در هنگام مرگ دوستان گريه مىكرد و نوزاد خود را مانند هر پدر ديگرى مشتاقانه به ديگران نشان مىداد . اگر ما محمد ( ص ) را از همان ديدگاهى كه چهرههاى بزرگ تاريخى را مىنگريم ببينيم ، به راحتى به اين باور خواهيم رسيد كه او بزرگترين نابغه طول تاريخ بشريت بوده است . اين باور نه به خاطر آوردن قرآن يا ايجاد يك دين بزرگ يا فتوحات نظامى او ، بلكه به خاطر شرايط خاصى كه او در آن رشد يافته ، ايستادگى كرده و پيروز گرديد درما ايجاد مىگردد . وقتى او از كوه حرا پائين آمد تا كلام « اللّه » را به اعراب ابلاغ كند ، اين كار غيرممكن به نظر مىرسيد . تعداد اندكى از اعراب شبه جزيره تمايلى به يكتاپرستى داشتند ، اما آثار و عوارض اعتقاد به خداى يگانه را مورد كنكاش قرار نداده بودند . اين بسيار تعجبانگيز است . قرنها طول كشيد تا يهوديان « يهوه » را به عنوان خداى واحد پذيرفتند . اسرائيلىهاى اوليه بر اين باور بودند كه يهوه را جداگانه و به تنهائى پرستش نمايند ، ولى منكر وجود خدايان ديگر هم نگرديدند . حتى موسى هم احتمالا بر يكتاپرستى خاصى پافشارى ننموده است . ده فرمانى كه او از كوه طور به همراه آورد وجود ساير خدايان را تأئيد
--> ( 1 ) - آنچه در تواريخ و سير از حالات آن حضرت نقل شده اين است كه آن حضرت داراى اخلاق نيكو بودهاند و با خانواده و اصحاب نيز مزاح مىنمودهاند ، ولى اينكه دائما در حال مزاح و خنديدن باشند صحيح نيست ، بلكه غالبا در حال تفكّر بودهاند .