كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
62
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
با نوشتههائى است كه تاريخنويسان عرب در دوران ابتدائى اسلام از زندگى محمد ( ص ) باقى گذاردهاند . اين تاريخنويسان بيشتر به جنبههاى زندگى روحانى مسيح ( ع ) پرداختهاند تا به حقايق تاريخى . به نظر مىرسد كه اين نوشتهها بيشتر منعكسكننده عقايد و تفكرات كليساهاى ابتدائى باشد تا حوادث و اتفاقات واقعى . عالمان دينى پيرو كتابهاى عهد جديد « 1 » اعتقاد دارند تصويرى كه از رنج و مرگ مسيح ( ع ) توسط ديگران به نمايش درآمده است كاملا گمراهكننده و نادرست بوده و حقايق بسيارى در بيان اين مطالب ناديده گرفته شده و جملات بسيار كمى از سخنان اصلى مسيح ( ع ) ثبت شده است . مسيحيان در اين دوره در صدد برآمدند تا جوامع خود را از پيروان موسى ( ع ) جدا كرده و گناه مرگ مسيح ( ع ) را بر گردن آنان بگذارند ، نه امپراطورى روم . بههرحال ، باز هم اين بدان معنى نيست كه اناجيل ، دروغ و غير حقيقىاند . همه آنها حقيقت دين را بيان مىكنند . مسيح به حواريون خود قول داد كه روح خود را در آنها خواهد دميد . بنابراين ، مىتوان نتيجه گرفت كه الهامات درونى آنها همان چيزى باشد كه مسيح ( ع ) مىخواسته است . اما محمد ( ص ) با چهرهاى كاملا متفاوت از مسيح آرمانى در انجيل به ظهور مىرسد . مسلمانان ، همانگونه كه بعدا در فصل دهم شرح خواهم داد ، اعتقاد روحانى بسيار زيادى نسبت به محمد ( ص ) احساس مىنمايند ، ولى هيچگاه ادعا ننمودهاند كه او روح خداوند است . در حقيقت او چهرهاى كاملا انسانى دارد كه حتى مشابه قديسين مسيحى نيز نمىتواند باشد ، گرچه كالبدشكافى نشان مىدهد كه قديسين نيز همگى بشر بودهاند . محمد ( ص ) چهره كاملترى از پيامبران عهد عتيق يهوديان ، موسى ، سليمان ، اسحاق ، ايوب و داود ، دارا است ؛ همه آنان نيز مردانى داراى ايمان فوق تصور بودند ، ولى هيچكدام ادعاى فوق بشر بودن را نداشتند . تلاش دردآورى است كه بخواهيم خداوند فراتر از قوه فكر ، توصيف ، و بيان را در قالب بشرى كه اسير شرايط سخت و پيچيده زندگى حيوانى است به تصوير درآوريم . محمد ( ص ) يك قديس روئينتن نبود . او در اجتماعى بسيار خشن و وحشى زندگى مىكرد و براى پيشبرد اهداف خود گاهى اوقات به شرايطى تن در داد كه به هيچوجه براى انسانهائى كه در شرائط معمولى و امن جوامع امروزى
--> ( 1 ) - New Testament