كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
61
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
تنظيم گرديده است ، و سورههاى كوتاهتر مربوط به آغاز رسالت بوده است . اين مشكل خاصى كه به نظر برسد نيست ، زيرا قرآن داستان و بحثى نيست كه نياز به تواتر و پشت سر هم بودن جملات داشته باشد . قرآن اعلاميهاى است از ظهور خداوند در اشكال مختلف در جهان آفرينش ، در طبيعت ، در زندگى پيامبران و در روز جزا ( قيامت ) . غربيان تمايل دارند كه قرآن را تكرارى و فرساينده ببينند ، زيرا به نظر مىرسد موارد بسيارى است كه در آن تكرار شده است ، اما بايد توجه داشت كه اين كتاب براى خواندن شخص يا فرد خاصى آفريده نشده است ، بلكه الهاماتى است كه بايد براى عموم خوانده شود . هنگامى كه مسلمانان در مساجد به قرآن گوش مىدهند گوئى همگى آنها در لواى اسلام در يك چادر جمع شدهاند . غيرمسلمانان نيز اين كتاب را منبع گرانبهائى در مورد محمد ( ص ) مىيابند . اگرچه قرآن پس از فوت محمد ( ص ) جمعآورى گرديده است ولى به عنوان يك منبع موثق مورد تائيد است . محققين جديد ، كه تاريخ نزول بعضى از سورهها را دقيقا مشخص نمودهاند ، بر اين باورند كه قسمتى از قرآن به دوران سخت تلاش محمد ( ص ) به عنوان يك فرقه نوپا مربوط مىگردد ، و در ديگر قسمتها كه مربوط به بسط و توسعه اسلام مىگردد اين سياق ديده نمىشود . بنابراين ، ما مىتوانيم در قرآن نسبت به وظيفه پيامبر كه در تاريخ اديان بىنظير است ديد درستى داشته باشيم . مىتوانيم دريابيم كه او در ابتدا با چه خطرات و مشكلاتى رو در رو بوده ، و سپس چگونه نظريات خود را به صورت جهانگير توسعه داده است . در مقام مقايسه ، ما درباره مسيح ( ع ) بسيار كم مىدانيم . اولين نگارنده مسيحى پولس قديس بود كه نخستين رساله را بيست سال پس از مرگ مسيح ( ع ) انتشار داده است . پولس هيچگونه علاقهاى به زندگى دنيوى مسيح ( ع ) نداشته ، و صرفا به مرگ روحانى و بازگشت او به سوى خداوند پرداخته است . بعدها ، انجيل نگارها بيشتر احاديثى را كه شنيدهاند و به زندگى مسيح ( ع ) در فلسطين باز مىگردد در اناجيل ثبت نمودند . مرقس « 1 » در حدود 70 سال ، متى « 2 » در حدود 80 سال ، و لوقا « 3 » در حدود يكصد سال پس از مرگ مسيح ( ع ) آثار خود را نوشتند . ولى اين آثار بسيار متفاوت
--> ( 1 ) - Mark ( 2 ) - Maethew ( 3 ) - Luke