كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
47
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
مطمئنا همين روش تحقيرآميز اروپائيان ، نقش مهمى در بيگانه ساختن جهان اسلام از غرب به جاى گذارد . امروزه احساس ضديت با غرب اگرچه امرى شايع به نظر مىرسد ولى اشكالى كاملا نوين و تكامل يافته به خود گرفته است . اگرچه غرب افسانههاى زيادى در مورد محمد به عنوان يك دشمن ساخته و انتشار داده بود ، ولى براى بيشتر مسلمانان ، غرب تا 200 سال پيش امرى ناشناخته بود . همانطور كه در جاى ديگرى گفتهام ، جنگهاى صليبى اثرات فراوانى در فرهنگ اروپائيان باقى گذارده و در تشكيل هويت فرهنگى آنان نقش مهمى بازى كرده است . 36 اگرچه اين جنگها در هويت فرهنگى مردم خاور نزديك نيز اثرات عميق خود را برجاى گذارد ، ولى در ساير كشورهاى هممرز با اين نواحى تاثير چندانى ننمود . قلب امپراطورى اسلام در عراق و ايران از اين تأثرات بدور ماند و ، بنابراين ، آنها هيچگونه تصويرى از غرب به عنوان دشمن در سر نداشتند . تصوير آنها از اروپاى غربى در حقيقت همان روم شرقى بود . در آن زمان اروپاى غربى همچون طوائف وحشى و بىدينى به نظر مىرسيد كه در واقع از ما بقى دنياى متمدن خيلى فاصله داشت ؛ بربر ، وحشى و كافر كيشى بود كه بسى دور از ديگر بخشهاى دنياى متمدن بود . اما اروپا بيدار شد و دنياى اسلام كه در دغدغههاى خود گرفتار شده بود متوجه نگرديد كه چه تغييرى در حال وقوع است . لشگركشى ناپلئون به مصر چشمان بسيارى از متفكرين اسلامى را گشود ، زيرا به سادگى تفاوت رفتار و روحيه حاكى از اعتماد به نفس سربازان دوره بعد از انقلاب را در مىيافتند . مسلمانان هميشه به فرهنگ ساير ملل به ديده احترام نگريسته بودند ، حتى بعضى از آنان جذب افكار نو و مدرن غرب گرديدند . در آغاز قرن بيستم ، تقريبا همهء رهبران فكرى مسلمانان به نوعى ليبراليسم و غربگرائى تمايل پيدا كردند . اگرچه اين ليبرالها از امپرياليسم غرب نفرت داشتند ، ولى اميدوار بودند كه افكار ليبرالى اروپا در كنار آنان قرار گرفته و از آنها در مقابل افرادى مانند لرد كرومر حمايت نمايند . آنها كيفيت زندگى غربى را كه با خيلى از آرمانهاى فكرى آنان مطابقت داشت مىستودند . متأسفانه ما در پنجاه سال دوم قرن بيستم ، از اين نوع احساس مسلمانان نسبت به خود بسيار دور شديم . اولين دليل براى بىتفاوت شدن مسلمانان نسبت به غربيان اين بود كه به