كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

45

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

يهوديان پرداخت ، زيرا او قدرت تحمل هيچ غيرآريائى را بر روى خاك اروپائيان كه از نژاد اصيل آريائى بودند نداشت . اگرچه در اروپا مسلمانى باقى نمانده بود ، ولى انگليسىها و فرانسويان در سده نوزدهم شروع به تجاوز به خاك مسلمانان كردند . فرانسه در سال 1830 الجزاير را مستعمره خود ساخت . انگليس‌ها در سال 1839 عدن را فتح كردند . در 1881 مشتركا تونس ، در 1882 مصر ، در 1898 سودان ، و در 1912 ليبى و مراكش بين كشورهاى اروپائى تقسيم گرديد . در 1920 ، با آنكه فرانسه و انگليس متعهد شده بودند كه پس از شكست امپراطورى عثمانى ، استقلال كشورهاى عربى را به آنها بازگردانند ، آنها خاورميانه را به دو دسته كشورهاى تحت الحمايه و كشورهاى مستعمره تقسيم نمودند . امروزه دنياى اسلام ، امپرياليسم غرب و مبلّغان مذهبى مسيحى را از همان ديدگاه جنگ‌هاى صليبى نگاه مىكند . آنها در اشتباه نيستند ، زيرا هنگامى كه ژنرال آلنبى « 1 » در سال 1917 به بيت المقدس وارد شد اعلام داشت كه جنگ‌هاى صليبى تازه پايان يافته است ، و وقتى سپاهيان فرانسوى به دمشق وارد شدند به مقابل مقبره صلاح الدين در مسجد جامع رفته و فرياد برآوردند « صلاح الدين ، ما برگشتيم » « 2 » مبلغين مذهبى مسيحى نيز همان حاميان استعمارگران جديد بودند كه در بىرنگ كردن فرهنگ و سنّت‌هاى ملل تسخير شده سعى فراوان داشتند . براى مثال ، فرقه مارونى لبنان نقش عظيمى در اداره اين كشور تحت الحمايه داشت . استعمارگران غربى مدعى ايجاد پيشرفت ، آبادى و روشنفكرى در بين اين ملل بودند ، درحالىكه اخبار به دست آمده صرفا حاكى از خشونت و تجاوز بود . ايجاد صلح و ثبات در كشور الجزاير براى فرانسويان چندين سال قتل و غارت و تجاوز را به همراه داشت ، و در طى اين مدت هرگونه مقاومتى به شدت سركوب مىگرديد . تاريخ‌نويس معروف فرانسوى ام . بودريكور « 3 » ، كه در همين تاريخ ( حمله به الجزاير ) مىزيست ، تصوير روشنى از يكى از تجاوزات را ارائه مىدهد :

--> ( 1 ) - Allenby ( 2 ) - Nous . Revenons , Saladin ( 3 ) - M . Baudricourt