كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

360

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

احساسات و برداشت‌هاى درونى ( نفسانى ) ما هستند و بايد در تزكيه آنها سعى فراوانى بنمائيم . اين نوع تجربه ، بدان معنى است كه مسلمانان ، جدا از نوع حكومت‌ها و جوامع ، همگى روش متشابهى براى زندگى روزمره خود دارا هستند كه جزو هويت اسلامى آنها محسوب گرديده و آنان را به يكديگر جذب مىنمايد . شيوه شستشو و نماز ، غذاخوردن و طهارت آنها همگى مشترك و متفاوت با غير مسلمانان است . براى مثال تمامى مسلمانان از چين و اندونزى تا نواحى مختلف خاورميانه ، نماز را در اوقات مشترك و با يك روش اقامه مىكنند . به آن اندازه كه مسيحيان از عيسى تصويرى رويائى ساخته و حاضر به قبول هيچگونه تغييرى در اين ذهنيت و تطبيق آن با دنياى مدرن نيستند ، مسلمانان به دنبال چهره قديمى و تاريخى محمد ( ص ) نبوده بلكه با تطبيق اعمال روزانه خود با روش زندگى پيامبر سعى در پياده نمودن افكار و دستورات او دارند . واقعه سلمان رشدى نشان داد كه ديگر كسى حق تجاوز به مرزهاى تقدسى مسلمانان در سراسر دنيا را نداشته و نخواهند داشت . در طول تاريخ امپراطورى اسلامى ، هيچگاه كسى حق تجاوز و اهانت به محمد ( ص ) و دين او را نداشته است ، وسيله‌اى كه متأسفانه امروزه به حربه‌اى براى جريحه‌دار كردن مسلمانان توسط غربيان مبدل گرديده است . در قرن هيجدهم ، امپراطورى اسلامى در جا زد ، اما اين بار با اوج‌گيرى نوعى از زندگى در غرب مواجه گرديد كه تا آن زمان در هيچ نقطه از روى زمين سابقه نداشته و در نتيجه مقابله با آن را نيز بسيار مشكل مىنمود . اين تقابل ديگر يك تحقير سياسى به شمار نمىرفت بلكه جوهره هويت مسلمانان را هدف گرفته بود . اگر اسلام - براى اولين‌بار در تاريخ - در عرصه‌هاى زندگى اجتماعى موفق نيست ، پس چگونه مىتواند دين حقيقت باشد ؟ ديگر نسخه‌هاى قرآنى از اين به بعد كارآئى اجتماعى خود را از دست مىدادند ، اما اگر جامعه مسلمانان در حال تقسيم و چنددستگى بود در حالىكه امت نهايت كوشش خود را براى حفظ روش‌ها ( سنت ) به عمل مىآورد ، حتما تاريخ اسلام در جائى به انحراف كشيده شده بود . باز يادآورى مىكنم كه پيروزى « امت » هميشه اهميتى قديسى در زندگانى روحانى هر فرد مسلمان داشته است . از اين‌رو ، اين وقايع - پاره پاره شدن وحدت امت اسلاى - به ستون‌هاى بناى تفكر اسلامى ضربه‌اى وارد نمود كه مشابه آن با كشفيات علمى ليل و داروين به پايه‌هاى مسيحيت وارد شده بود . نااميدى و ياس