كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

29

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

ابن سينا « 1 » و ابن رشد « 2 » ، در برزخ ، با بت‌پرستان پاك‌نژادى همراهند كه فرهنگ عقل‌گرائى را به غرب هديه كردند ، با اقليدس « 3 » ، بطلميوس « 4 » ، سقراط « 5 » ، افلاطون « 6 » ، ارسطو « 7 » ؛ در حالى كه محمد ( ص ) خود در حلقه هشتم جهنم با ساير نفاق‌افكنان گرفتار است . او گرفتار عذاب عجيبى است : هرگز چليكى كه تخته زيرينش بدر آمده باشد ، آنچنان سوراخ نمىشود كه تن آن دوزخى ، كه ديدم از چانه‌اش تا به مقعد يكسره شكافته شده بود . روده‌هايش از ميان دو پا آويخته ؛ دل و جگرش و آن كيسه بدبوئى كه هر غذائى را به مدفوع تبديل مىكند ( معده ) ، به چشم پيدا بود . 10 دانته هنوز نمىتواند محمد ( ص ) را به عنوان پيامبر دينى مستقل و جديد قبول كند . او نفاق‌افكن محضى است كه از دين پدران خود جدا شده است . اين جنون ذهنى نشان‌دهنده عمق بدانديشىاى است كه از اسلام در خاطر مسيحيت جاى گرفته است ، ولى در حقيقت پوششى براى افكار غلط خود غريبان است ، كه مىخواهند « اسلام » را مترادف با همه ذهنيت‌هائى بينند كه خود قابل هضم كردن آنها نيستند . ترس و نفرت دو ذهنيت اصلى تقابل مسيحيت با اسلام است كه هر دو با پيام‌هاى صلح و دوستى مسيح فاصله داشته و نشان‌دهنده زخم عميقى در يكپارچگى مسيحيت غرب است . اما گروهى نيز در صدد آنند كه چهره واقعىترى از اسلام را به نمايش بگذارند . درست در زمانى كه يهوديان و مسلمانان به عنوان خطرناك‌ترين دشمنان تمدن مسيحى معرفى مىشوند ، شخصى به نام پيتر آلفونسى « 8 » چهره جديدى از محمد ( ص ) را ارائه مىدهد . او كه يك يهودى مسيحى شده اسپانيائى الاصل بود و به عنوان پزشك هنرى اول ( پادشاه انگلستان ) خدمت مىكرد در سال 1106 چنين مىنويسد : « اگرچه اسلام را به عنوان يك دين الهى نمىتوان پذيرفت لكن كسانى كه به

--> ( 1 ) - Avicenna ( 2 ) - Averroes ( 3 ) - Euclid ( 4 ) - Ptolemy ( 5 ) - Socrates ( 6 ) - Plato ( 7 ) - Aristole ( 8 ) - Peter Alfonsi