كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

324

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

اى پيامبر ، زنان خود را بگو : اگر زندگانى دنيا و زيور و آرايش آن را مىخواهيد ، پس بيائيد تا شما را برخوردارى دهم و به روشى نيكو رهاتان سازم . اگر خداى و پيامبر او و سراى واپسين را مىخواهيد ، پس ( بدانيد كه ) خداوند براى نيكوكاران از شما پاداشى بزرگ آماده كرده است . 39 زنان با اين شرايط موافقت نمودند و به همين دليل مقام آنان نزد امت جايگاه بالاترى پيدا نمود . قرآن به آنان لقب أمّ المومنين ( مادر مومنين ) داده و اعلام مىدارد كه آنها پس از فوت پيامبر حق ازدواج مجدد را ندارند ، نه به خاطر اينكه محمد ( ص ) به ازدواج مجدد آنان حسودى مىكرد ، بلكه از اين ديدگاه كه ازدواج مجدد آنها مطمئنا به دسته‌بندىهاى سياسى و در نتيجه تقسيم امت به گروه‌هاى مختلف مىانجاميد . بلافاصله ، پس از نزول آيه‌هاى انتخاب قرآن تصوير بسيار مثبت‌ترى از روابط زنان و مردان در امت را مطرح ساخته ، و اعلام مىدارد كه آنان در استفاده از منافع قوانين اسلامى مشترك بوده و بايد دوش به دوش يكديگر در قبول مسئووليت‌هاى اجتماعى قدم بردارند : همانا مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان فروتن فرمانبردار و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شكيب و مردان و زنان فروتن خدا ترس و مردان و زنان صدقه‌دهنده و مردان و زنان روزه‌دار و مردان و زنانىكه شرمگاه خود را از كارهاى ناشايست نگاه مىدارند و مردان و زنانى كه خداى را بسيار ياد مىكنند ، خداوند براى آنان آمرزش و مزدى بزرگ آماده كرده است . 40 درست است كه مسلمانان گاهى از اين ديدگاه قرآنى عدول مىنمودند ، ولى پيروان مساوات حقوق زن و مرد در غرب نيز بد نيست بدانند كه مسيحيت قوانينى به مراتب سخت‌تر و محدودكننده‌تر از اين را در مورد زنان اعمال نموده است . توارت‌هاى عهد جديد پيام مثبتى براى زنان دربردارند ، ولى براى ساليان دراز انجيل‌ها شامل هر چيزى بود الا سخنى درباره جنس دوم ( زن ) . 41 تضاد مسيحيت با جنس ماده بسيار جنون‌آميز بود ، زيرا كاملا موجوديت زن را ردّ مىنمود كه نظرى منحصر به فرد بوده و چنين برخوردى را نه در دين اسلام و نه در يهوديت مىتوان يافت . به هيچ‌وجه منصفانه نيست كه محمد ( ص ) و اسلام را به خاطر بدرفتارى و بىارزش شمردن زنان محكوم نمائيم . اگر زن مسلمان امروز بعضى