كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

318

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

قسوه پياده شده و حجر الاسود را بوسيده و زيارت نمود . سپس او به طواف كعبه پرداخت و كليه مسلمانان نيز به دنبال او به طواف پرداختند . براى كامل كردن مراسم حج عمره ( حجّ اصغر ) ، كه مانند حج اكبر ( حجّ تمتع ) اقامت در كوه عرفات و درّه منا را شامل نمىشد ، زائرين هفت‌بار بين كوه‌هاى صفا و مروه دويدند . حتما براى زائرين و محمد ( ص ) تجربه‌اى بسيار باورنكردنى بود كه بعد از چندين سال به اين شهر از رونق افتاده بازگردند . براى قريش نيز اعجاب‌آور بود كه بلال حبشى ، برده‌اى كه روزگارى به كارهاى پست گمارده مىشد ، از خانه كعبه بالا رفته و بر سقف آن روزى سه بار اذان بگويد . عباس ، عموى محمد ( ص ) ، به داخل شهر آمد تا برادرزاده خود را ملاقات نمايد . در ضمن ملاقات او ، خواهر خود ميمونه را به محمد ( ص ) پيشنهاد كرد . « 1 » ميمونه به تازگى بيوه شده بود . محمد ( ص ) قبول كرد ، احتمالا براى اينكه عباس را به اسلام آوردن تشويق بنمايد . در مراسم عروسى نيز تمام سران قريش را دعوت نمود . اين كار آنان را به گذشته‌هاى دور هدايت نمود . در همين لحظه سهيل كه از كوه پائين آمده بود به محمد ( ص ) اعلام كرد كه اقامت سه روزه آنان به پايان رسيده است و مىبايد شهر را بلافاصله ترك كنند . سعد بن عباده ، يكى از انصار ، به اين طرز برخورد قريش اعتراض نمود ، ولى محمد ( ص ) او را آرام كرد : اى سعد ، با كسانى كه آمده‌اند تا ما را در اردوگاه خودمان ملاقات نمايند هيچگونه سخن درشتى روا نيست . 36 در نهايت تعجب قريش ، مسلمانان با آرامش و انضباط خاصى پس از غروب آفتاب شروع به ترك شهر نمودند ، منظره‌اى كه براى مكيان باور نكردنى بود ، زيرا خود در اثر عدم رعايت انضباط اجتماعى و از هم گسيختگى در لبه پرتگاه سقوط قرار گرفته بودند . بعضى از جوانان قريش در زمان برگزارى اين مراسم نوشته‌اى را بر ديوار خانه كعبه ديده بودند ، كه از حركت معنوى بسيار گسترده محمد ( ص ) خبر مىداد و بعدها در سراسر عربستان دهان به دهان مىچرخيد . پس از مراسم حج ، مكه به شهر نفرين شده‌اى تبديل گرديد . هر روز تعداد بيشترى از قبائل صحراگرد از اتحاد با آن

--> ( 1 ) - ميمونه خواهر عباس نيست ، زيرا عباس عموى پيامبر است و اگر ميمونه خواهر او باشد عمّه پيامبر مىشود ! ميمونه دختر حارث بن حزن و خواهرزن عباس است .