كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
25
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
توصيف شده بودند علاقمند بودند . 8 چهره افسانهاى ماهوند در دوران جنگهاى صليبى كار را براى اروپائيان مشكلتر نمود ، زيرا ديگر آنها محمد ( ص ) را حتى در حدّ قهرمانانى مانند ناپلئون يا اسكندر كبير نيز باور نداشتند . چهره محمد ( ص ) در كتاب آيههاى شيطانى نيز مىتواند برداشتى داستانى از اين افسانه باشد . ماهوند ( محمد ( ص ) ) ، قهرمان داستان ، يك شعبدهباز قديمى است كه از راه معجزه به او الهام مىشود و بايد با كمك عربها كه پيرو او گرديدهاند بنيان كليسا را در خاورميانه و آفريقا براندازد . قرآن نيز به وسيله گاو سفيدى كه با دم خود صحبت مىكند و كتاب آسمانى را به صورت معجزهآسائى در ميان دو شاخ گرفته است به ميان عربهاى وحشتزده آورده مىشود . از سوى ديگر ، ماهوند ( محمد ( ص ) ) كبوترى را تربيت كرده است تا از گوش او دانه بردارد و بدين وسيله تجسم صداى وحى در او ايجاد گردد . خلاصه اينكه ، او ديوانهاى مبتلا به صرع است كه جرأت ابراز اينكه شيطان در او حلول كرده است ندارد . در زندگانى شهوانى نيز مردى است كاملا شهوتران كه از هيچ فسادى ، بخصوص شهوترانى با زنان ، روگردان نيست و براى جذب پيروان خود تهييج نفس امارّه را شايع مىكند . در دعوت او هيچ نور خالصى ديده نمىشود . آدم خونسرد و خشنى است كه تمامى وابستگان خود را به كار گرفته و پيروان مضحكه شده او نيز براى رسيدن به اهداف شخصى خود سكوت اختيار مىكنند . يكى از راههائى كه دنياى مسيحيت مىتوانست توانائىها و پيروزىهاى اسلام را كوچك جلوه دهد ، قبول نداشتن نزول وحى و پيامبر و معرفى آن به عنوان يكى از فرقههاى ضد مسيح بود . در نوشتهاى ديگر ادعا مىشود كه در زمان محمد ( ص ) يك راهب ضد مسيح بنام سرجيوس « 1 » از معبد مقدس در بيت المقدس فرار كرده و به ملاقات او مىرود ، و در حقيقت همو بوده كه تمامى آيات و روشهاى مقابله با مسيح را براى محمد ( ص ) آماده مىكرده است . بدون شمشير ، محمدگرايى « 2 » هيچ معنائى نداشته و به شكوفائى نمىرسيد و مسلمانان هنوز هم اجازه بحث و تبادل نظر در امپراطورى اسلامى را نداشتند . اما
--> ( 1 ) - Sergius ( 2 ) - Mohammadanism