كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
26
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
جالبتر از همه اينكه در مدرك ديگرى ادعا مىشود كه محمد ( ص ) سرانجام ، در حالى كه گرفتار ارواح شيطانى است و به خود مىپيچيد ، بوسيله گلهخوكى پارهپاره مىگردد . مفهوم بعضى از اين داستانها به هويت تاريك جنگهاى صليبى برمىگردد . اسلام مىبايست دين شمشير باشد تا مسيحيان ، در جنگهاى صليبى ، درست بر خلاف دعوتهاى صلحطلبانه مسيح ، به كشتار دست بزنند . درحالىكه كليه راهبان و كشيشان خود را مجبور به عدم ازدواج مىنمودند ، زندگانى شهوانى محمد ( ص ) بهترين پوشش و توجيه براى اين محدوديتهاى غيرطبيعى مىتوانست باشد . به يقين مىتوان گفت بيان اين داستانها نوعى حسادت بيمارگونه است براى معرفى اسلام به عنوان يك دين شهوتپرست . سرانجام نيز اين خود غرب ، و نه اسلام ، بود كه بحث آزاد در مورد اديان را ممنوع كرد . اروپا كه در زمان جنگهاى صليبى در اشتياق روشهاى عقلانى مىسوخت ، انحراف خود از دين را با چنين سرپوشى ( ضديت با اسلام ) ، كه در تاريخ بىسابقه بود ، پنهان مىكرد . تجاوزات آشكار پروتستانها به كاتوليكها و بالعكس و محكوميت روشنفكرانى كه خواستهايى مستقل از دين داشتند به جرم شيطانپرستى ، تماما از اروپاى مسيحى برخواست ، درحالىكه اين برخوردها نه در دين يهود و نه در اسلام هيچگونه سابقهاى نداشته و تفتيش عقايد معنايى نداشت . اسلام و يهوديت هيچكدام ايده « ضد مسيح » را نمىپذيرفتند ، زيرا اين ايدئولوژى جايگاه وحى الهى را در حدّ يك تفكر بشرى تنزّل مىداد . دوران جنگهاى صليبى ، زمانى كه داستان افسانهاى ماهوند ساخته شد ، دوران انكار و مقاومت در برابر خداوند نيز هست . بنابراين ، اين موضوع به صورت تصويرى هولناك در داستانهائى كه عليه اسلام ساخته مىشود نشان داده شده است . كاملا روشن شده بود كه مسيحيان اروپائى به هيچوجه امكان همكارى و مراوده با ساير اديان را همانند امپراطورى اسلام و روم شرقى در خود نمىديدند . تنها دين موجود در اروپا در كنار مسيحيان يهوديانى بودند كه در اولين لشگركشى صليبى كليه آنها را در درّه راين « 1 » قتلعام و نابود كردند . نژادپرستى ضدسامى ( نژاد سامى ) به صورت مريضى مزمن اروپائيان درآمده بود . در اين دوره ( جنگهاى
--> ( 1 ) - Rhine