كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

262

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

صدور وحى در اين مورد ضرورى نبود . بعضى از افراد قبيله بنى نضير هنوز خاطره قتل كعب بن اشرف را فراموش نكرده و در پى انتقام‌گيرى از محمد ( ص ) بودند . مسلمانان هنوز هم به دنبال اين واقعيت مىگردند كه چه كسى مىخواسته سنگ بام ( بام‌غلطان ) را بر سر محمد ( ص ) فرو اندازد . محمد ( ص ) بعدا يكى از انصار را براى دادن هشدار به بنى نضير اعزام داشت . محمد بن مسلمه ، يكى از افراد قبيله اوس ، كه متحد قبيله نضير قبل از هجرت بودند ، به نزد آنان رفت و گفت : محمد ( ص ) مرا اعزام داشته تا به شما بگويم كه پيمان ميان من و شما گسسته شد ، چرا كه شما براى قتل من توطئه نموديد . بعد از اين خيانت من نمىتوانم متحد شما باقى بمانم و شما هم ديگر در اين شهر نمىتوانيد باقى بمانيد . افراد بنى نضير بسيار متعجب شدند كه چگونه يكى از افراد قبيله اوس چنين پيامى را به همراه آورده است : مانند قينقاع ، آنها هم نمىتوانستند باور كنند كه رسوم سنتى ديگر ارزش‌هاى خود را از دست داده و كاملا بىرنگ گرديده است . ابن مسلمه ، بسيار بىپيرايه و ساده به آنان گفت : « قلب‌ها تغيير كرده و اسلام سنت‌هاى قديمى را شسته است » . 46 يهوديان تصميم گرفتند تا با محمد ( ص ) مذاكره نمايند ، شايد راه‌حلى براى مصالحه پيدا شود . اما ابن ابىّ اين موقعيت را بهترين شانس براى خلاص شدن از دست محمد ( ص ) مىديد . او به آنان گفت كه اگر از پيمان اتحاد با محمد ( ص ) خارج شوند او نيز نيروهايش را در اختيار آنان قرار مىدهد . بنابراين بنى نضير نيز مانند قينقاع به درون قلعه خود خزيده و منتظر كمك ابن ابىّ ماندند ، درحالىكه مسلمانان آنان را در محاصره گرفته بودند . ولى هيچ اتفاقى نيفتاد . بار ديگر ابن ابىّ موقعيت و قدرت محمد ( ص ) را دست كم ارزيابى كرده بود . او فكر مىكرد كه نبرد احد جايگاه محمد ( ص ) را تضعيف نموده است . بعد از دو هفته ، بنى نضير متوجه شد كه ديگر توان مقاومت بيشتر را ندارد و در همين موقع نيز محمد ( ص ) دستور داد تا درختان خرماى آنها را قطع كنند . اين نمايش قدرت موثر افتاد و آنها بلافاصله تقاضاى تسليم كردند ، با اين شرط كه محمد ( ص ) فقط از كشتن آنها بگذرد . محمد ( ص ) نيز قبول كرد تا آنها هرچه زودتر جلگه مدينه را ترك كرده و از دارائىهاى خود آنچه را كه قابل بار كردن بر شتران باشد با خود ببرند . آنها نيز كليه