كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

263

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

دارائىهاى خود را بر شتران بستند ، حتى از لولا درب منازلشان نيز نگذشته و با شكستن درب‌ها آنها را نيز با خود بردند و بدين ترتيب مدينه را با حالتى از غرور و افتخار ترك كردند ، به نحوى كه گوئى به نبردى بزرگ و غرورآفرين مىروند . زنان آنان نيز در پشت كاروان به راه افتادند ، درحالىكه تمام زيورآلات خود را بر تن داشتند و تنبور مىزدند و با طبل و نى آواز مىخواندند . آنها با طى كردن تمام شهر مدينه راه شمال به طرف مرز سوريه را در پيش گرفتند . بعضى از آنها در منطقه خيبر باقى مانده و از آنجا شروع به كمك به ابو سفيان براى تشكيل اتحاديه ضد مسلمانان نمودند . سال بعد از جنگ احد را محمد ( ص ) به ترميم جايگاه مسلمانان كه با شكست احد ضعيف گرديده بودند پرداخت . مسأله بنى نضير هم ضربه ديگرى بر ابن ابىّ وارد نمود . پيامبر ( ص ) حملات كوچك به قبائل را كنار گذارد . ولى در آوريل 626 ، محمد ( ص ) به همراه 1500 سوار راهى بدر شده و براى يك هفته در آنجا اردو زد . اما ابو سفيان هرگز براى قرار حاضر نشد . او فكر نمىكرد كه محمد ( ص ) در سر قرار حاضر شود ، و بنابراين با سپاه خود صرفا براى نمايش از مكه خارج گرديد ولى در راه به اين فكر افتاد كه با حاضر نشدن محمد ( ص ) او به زودى مجبور به بازگشت خواهد شد . آن سال خشكسالى عجيبى بر سراسر عربستان حاكم بود ، چنان كه هيچ علوفه‌اى براى غذا دادن شتران و اسبان در صحرا يافت نمىشد . پس از دو روز ، ابو سفيان كه احشام را در خطر تلف شدن مىديد دستور بازگشت به مكه را صادر نمود . او به تلخى از طرف مردم مكه استقبال شد . زيرا هم به سر قرار نرفته بود ، هم بدين وسيله محبوبيت جنگاوران مسلمان نزد قبائل صحراگرد دو چندان گرديده بود ، و هم از شجاعت و از خودگذشتگى آنان براى جنگيدن با سپاه قريش در بدر دوم سخن مىراندند . نه تنها موقعيت محمد ( ص ) در مدينه ارتقا يافته بود ، بلكه امواج نيز در سرتاسر عربستان به نفع محمد ( ص ) تغيير جهت مىداد . اگرچه مسلمانان مىدانستند كه قريش پس از حقارت بدر دوم براى حمله بزرگ ديگرى آماده مىگردند ، اما محمد ( ص ) در پس تفكر خود هنوز به دنبال راه‌حل مسالمت‌آميزى با مكيان مىگرديد . در ژانويه 626 ، همسر جديد او زينب وفات يافت ، درست هشت ماه پس از ازدواج . چند ماه بعد محمد ( ص ) از أمّ سلمه ،