كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
254
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
اگر شما برنده شويد ما شما را در آغوش مىگيريم ، فرشهاى نرم به زير پاى شما پهن خواهيم كرد . اگر شما مصالحه نمائيد ما شما را ترك خواهيم كرد ، ترك كرده و ديگر هرگز عاشق شما نخواهيم بود . 36 هند ، به شدت از محمد ( ص ) نفرت داشت . او پدرش عتبه ابن ربيعه و دو پسرش را در جنگ بدر از دست داده بود . با خود عهد كرده بود كه جگر حمزه عموى پيامبر را ، كه پدرش در جنگ بدر به دست او كشته شده بود ، پس از كشته شدن او درآورده و به دندان كشد . جنگ شروع شد . بسيار مشكل است كه بهطور دقيق از آنچه گذشت تصويرى درست ارائه دهيم ، زيرا منابع مختلف روايتهاى مختلف ارائه كردهاند . در آغاز محمد ( ص ) با همان روش بدر سپاه را متمركز كرده و دستور تيراندازى داد . پس از چند ساعت به نظر مىرسيد كه قريش در حال شكست هستند . گروهى از تيراندازان كه قريش را در حال فرار ديدند بر خلاف دستور محمد ( ص ) پستهاى خود را ترك كرده و به وسط ميدان آمدند . خالد بن وليد با مهارت خاصى درحالىكه مسلمانان فكر مىكردند كه در حال فرار است دره را دور زد و از پشت سر حمله نمود . در اين هنگام سنگى به سر محمد ( ص ) اصابت كرد كه او را گيج نمود . بلافاصله او به محل أمنى انتقال يافت ، ولى به سرعت شايع شد كه محمد ( ص ) مرده است . سپاه قريش كه با مرگ محمد ( ص ) كار را پايان يافته مىدانست دست از مبارزه برداشت ، ولى با بازگشت او سپاهيان اسلام روحيه تازهاى يافته و سخت به نبرد پرداختند . نهايتا جنگ با 22 كشته از قريش و شصت و پنج كشته از سپاه اسلام پايان يافت . از سپاه اسلام حمزه ، عبد اللّه بن جحش ، و مصعب از مهاجرين بوده و بقيه از انصارى كه تمايل چندانى به جنگيدن نداشتند بود . پس از نبرد ، قريش به قطعهقطعه كردن اجساد بعضى از افراد قبائل صحراگرد پرداختند تا نشاندهند كه آنها خيانتكار و نادرست بودهاند . يكى از افراد قريش هم شكم حمزه را دريد و جگر او را براى هند برد . هند نيز جگر را به دندان كشيد تا خشم خود را آرام سازد . سپس او گوش و دماغ حمزه را بريد و به عنوان دستبند و انگشتر به دست كرد . او ساير زنان را نيز تشويق به اين كار مىنمود . آنان پس از مدتى ميدان نبرد را با گوشواره ، دستبند و انگشترهائى كه از اجزا بدن كشتهشدگان درست شده بود ترك نمودند ، درحالىكه ساير زنان قبائل صحراگرد با چشمانى بهتزده اين صحنه